نگاهی به تصویرگری روحانیت در سینما و تلویزیون (بخش نهایی)

چکیده: یک روحانی فقط در عمامه، عبا، قبا، نعلین و تسبیح خلاصه نمی شود که اینها همه پوسته است. بلکه این قشر دارای عالم وسیعی از معنا، ارزش، ذوق و سلیقه و فرهنگ است؛ نحوه ی زندگی، برخوردها، عبادت ها، آموزش و مباحثه، نوع دید و نحوه ی تحلیل از جمله مسائلی است که پرداختن به آنها این نقش ها را باورپذیر می کند.
نگاهی به تصویر گری روحانیت در سینما و تلویزیون (بخش نهایی)

حمید تلخابی

مخاطب و تصویرگری روحانیت

در ارتباط با موضوع روحانیت، مخاطب به دلیل ارتباط هایی که با مطبوعات دارند و به دلیل نقدهایی که خودشان به صورت شفاهی در اجتماع درباره روحانیت دارند خیلی از تلویزیون و سینما جلوترند و دیگر لازم نیست مخاطب را به رسانه برسانیم. در حال حاضر تلویزیون و سینما در این رابطه عقب تر از مخاطب افتاده است. چرا که مردم در هر محله و مسجدی با یک روحانی ارتباط دارند و به مقدار کافی از نکات مثبت و منفی اش مطلع اند. یعنی مخاطب نمی تواند فیلم را بما هو فیلم ببیند.

نکته ی دیگر اینکه، برای مخاطب، هر روحانی، نمونه ای از فرآورده ی حوزه تلقی می شود؛ مثالی از کل و نمودی از نمای روحانیت محسوب می شود. روحانی با حضور در فیلم ها کلیشه سازی می کند؛ ذهن و روان مخاطب را راجع به روحانیت شکل می دهد و مطابق شخصیت او، داوری های مثبت و منفی نسبت به حوزه، رخ می دهد. بنابراین نمی توان یک روحانی را نشان داد که اصیل نیست و هویت روحانی ندارد. فیلم ساز نمی تواند یک روحانی منفی را نشان دهد و بگوید من منظورم همه ی روحانیت نبود، فقط می خواستم به بعضی روحانیون، نگاه انتقادی داشته باشم. فیلم ساز اگر روحانی منفی به نمایش می گذارد باید در کنارش یک روحانی اصیل که به روحانی اولی غلبه پیدا می کند را نشان دهد. نمونه خوبش در سریال "سربداران" اتفاق افتاد؛ شیخ حسن جوری و شیخ خلیفه، شخصیت های سفید و نماینده روحانیت مجاهد و مبارز بودند و در مقابل قاضی القضات، شخصیت سیاه و نماینده آخوند درباری.

آسیب ها و راهکارهای تصویرگری روحانیت

می گویند موثرترین حمله به یک حقیقت دفاع بد از آن است. عده ای از فیلمسازان ما وقتی یک عقیده ی عالی را طوری جلوه می دهند که برای مخاطب ناخوشایند می شود، ناخواسته به آن عقیده خیانت شده است. متأسفانه علی رقم همه ی حساسیت ها، عده ای از کسانی که سراغ این قشر می روند، حتی ابتدائیات را هم رعایت نمی کنند و حتی چند صباحی کوتاه هم با این قشر محترم حشر و نشر نداشته اند که بفهمند یک روحانی فقط در عمامه، عبا، قبا، نعلین و تسبیح خلاصه نمی شود که اینها همه پوسته است. بلکه این قشر دارای عالم وسیعی از معنا، ارزش، ذوق و سلیقه و فرهنگ است؛ نحوه ی زندگی، برخوردها، عبادت ها، آموزش و مباحثه، نوع دید و نحوه ی تحلیل از جمله مسائلی است که پرداختن به آنها این نقش ها را باورپذیر می کند.

فیلمسازان، وقتی می خواهند در فیلمی به یک شخصیت پزشک بپردازند کل پزشک ها را بررسی می کنند و مدتی با آنها زندگی می کنند. یا اینکه برای بازی در یک نقش خلبان گاهی کارگردان بازیگرش را می فرستد تا بصورت فشرده یک دوره خلبانی ببیند. اما برای یک کاراکتر مذهبی که از همه اینها اهمیت بیشتری دارد، زحمت زیادی کشیده نمی شود و از نشانه های کلیشه ای مانند تسبیح، انگشتر، ریش و از دیالوگ های به شدت شعاری و غیرملموس استفاده می کنند. نه راحت و شادند و نه اهل تفریح و گشت و گذار. به همین دلیل مخاطب با رفتار کاراکتر مذهبی نمی تواند همراه شود و همذات پنداری کند. شخصیت روحانی با رفتارش در تضاد هست؛ به طوری که مخاطب می گوید این کار یا این حرف به این آدم نمی خورد. البته این تضادها در اکثر شخصیت هایی که در فیلم ها خلق می شود به چشم می خورد، منتها در کاراکتر مذهبی و روحانی بخاطر حساسیتش ظهور بیشتری پیدا می کند.

بعضی ها صرفا برای اینکه فیلمشان رنگ و بوی مذهبی داشته باشد، و نیز بخاطر یکسری دلایل خاص، یک شخصیت روحانی به داستان فیلم اضافه می کنند. در صورتی که ضرورت وجود یک شخص در داستان باید با مضمون و ساختاری که برای داستان در نظر گرفته شده است متناسب باشد؛ در غیر این صورت جنبه تزئینی و تبلیغی پیدا می کند و تأثیر منفی بر ذهن مخاطب به جا می گذارد. در اغلب فیلم ها و سریال های ماه مبارک رمضان، به اعتبار اینکه بخشی از داستان، مرتبط با مسجد، دعا و نماز است بهتر می شود از کاراکتر روحانی استفاده کرد و اینجا یک طلبه به صورت خیلی طبیعی در نقش اجتماعی خودش مطرح می شود. اما در داستانی که اتوبوس در وسط جاده خراب شده است و مسافران همگی در دغدغه درست شدن اتوبوس هستند، وجود یک روحانی به نظر فقط به جهت تزیین و تبلیغات ابزاری است.

مقام معظم رهبری فرمودند: روحانیت، باید با مردم زندگی کند. روحانیت، همان ماهی یی است که در آب زندگی می کند؛ آب دریای عظیم و متلاطم توده ها. ما را نباید از خودمان و از دریای متلاطمی که در آن بایستی شنا کنیم، جدا کنند. اگر جدا کنن، وجود و حیثیتی نخواهیم داشت. (1) ما وقتی روحانیت را نتوانیم در فضای شهری نشان بدهیم، اینگونه برداشت می شود که روحانیت فقط با مردم روستا می تواند ارتباط برقرار کند و از جامعه شهری جدا شده و با آنها زندگی نمی کند. در مستندهایی که تلویزیون درباره ی روحانیت پخش می کند، تبلیغ این مسأله به وضوح دیده می شود. چه اشکالی دارد یک روحانی را در یک آپارتمان به تصویر بکشیم؟ مگر نه اینکه در حال حاضر خیلی از روحانیون در آپارتمان ها زندگی می کنند؟

حوزه های علمیه و تصویرگری روحانیت

رویکرد حوزه های علمیه درقبال تصویرگری روحانیت، نباید حالت آمرانه داشته باشد بلکه باید با تشویق و ترغیب هایش در قبال فیلم های جدی درباره ی روحانیت به فرهنگ سازی بپردازد. وقتی حوزه علمیه نسبت به فیلم های جدی و عمیق در این موضوع از خود اعتنا نشان داده، جلسه نقد می گذارد، کتاب چاپ می کند، در حقیقت به تداوم خط کمک می کند وگرنه هر کس به راهی می رود که دوست دارد، هر چند روایت سازندگان مطابق با واقعیت جاری در فضاهای حوزوی هم نباشد.

اگر یک جریان مستندی پیشتاز باشد و بتواند فضای واقعی در حوزه های علمیه و حجره ها را به تصویر بکشد، جلوی خیلی از سوءتفاهم ها و برداشت های نادرست گرفته می شود و نیز الگوی بسیار خوبی در دسترس فیلم سازان، نویسندگان و کارگردانان موجود خواهد بود.

منبع :

1ـ سخنرانی مقام معظم رهبری در دردیدار با اعضای دفتر تبلیغات اسلامی حوزه ی علمیه ی قم11/1/1361

افزودن دیدگاه جدید