«مصاحبه با استاد هاشم زاده» نويسنده مقالات فلسفی ـ هنری در مجلات و مطبوعات هنری

چکیده: تعاریف مختلفی از سینمای دینی شده است که بعضی ها می گویند که باید مناسک و اعمال دینی باشد و یا بعضی ها می گویند باید به رشد اخلاقی برسد و بعضی ها می گویند باید سیر سلوک دینی داشته باشد.
«مصاحبه با استاد هاشم زاده» نويسنده مقالات فلسفي ـ هنري در مجلات و مطبوعات هنری

مصاحبه کننده : مهدی امینی
ناصر هاشم زاده متولد 1333 تهران و فارغ التحصيل فلسفه، دانشگاه تهران است. وي نويسنده مقالات فلسفي ـ هنري در مجلات و مطبوعات هنري مي باشد.

آثار تحقيقي و ترجمه: 1ـ انصارالحسين 2ـ عيار دانش 3ـ فرمان (عهدنامه) آثار ادبي: 1ـ روياي گمشده 2ـ ايمان يك غريب وي در سالهاي اخير به دليل علاقه به فعاليت هاي سينمايي به ويژه در زمينه فيلمنامه پرداخته است كه به صورت مشاور و نويسنده در فيلمنامه هاي آثاري چون بيد مجنون، رنگ خدا،‌ زير نور ماه و آواز گنجشكها و... شركت داشته است.
استاد تقریبا بیش از سه دهه، مباحث نظری راجع به سینما گفته شده است. و کار تخصصی شما مشاور مذهبی و  به نوعی نظریه پردازی درمورد سینمای دینی بوده، به نظر شما چه موفقیت هایی و کمبود های جدی در این زمینه احساس می‌کنید؟
می توان گفت که تاسیس جمهوری اسلامی و بنیاد انقلاب اسلامی، بر این اساس بود که ما بتوانیم وارد چنین معرکه ایی بشویم. یعنی نگاه دینی و تفکر دینی را در همه ی نمایش هایمان ببینیم و سینما هم وجهی از این نمایش هاست و بسیار هم وجهه قدرتمند و قالبی است. مخصوصا امروزه در ایران سینما آن‌قدر مهم جلوه کرده است که بر این اساس همه ی تلاش های دوستان در سال های گذشته بر این اساس بوده که، سینما و نمایش را چه در تلویزیون و چه در خارج از تلویزیون، این نگاه دینی را وارد سینما بکنند. در این بحث دو مطلب وجود دارد؛ یکی اینکه دین را سینمایی کنیم و دیگری اینکه سینما را دینی کنیم. و حالا ما مشتاق کدام یک از آنها هستیم؟
ما نباید دین را نمایشی بکنیم، زیرا دین با نمایش سازش ندارد. دین برای این نیامده که خود را نمایش بدهد، چون از یک حقیقتی که حقیقت عالم واقع است، سخن می گوید. آنچه که دین آن را مطرح می کند، خود حقیقت است و این بازی نیست. در حالی که خود سینما لعب و بازی است. و حالا این لعب خوب است یا بد؟ لعب در واقع یک مرحله از زندگی بشر است. قرآن حیات و دنیا را مرحله ی لهو و لعب و تفاخر و زینت توصیف می کند و اینها مراحل زندگی اند. هر چیزی در مرحله ی خودش خوب است و ذات دین با ریاکاری مخالف است. یعنی شما در هر کجا که نماز را به ریا و نمایش بخوانید، آن نماز ضد خودش می شود و کسی که نماز را به ریا بخواند ملعون است. عبادات از این جنس اند و برای آن باید نیت بکنید و مومن باید در درونش «قربت الی الله» نیت بکند. پس می توان گفت که دین را به زور نباید وارد سینما بکنیم و دین را سینمایی نکنیم و در سالن های سینما ننشانیم. اگر  ماهیت سینما را دقیق بشناسیم، باید تفکر بکنیم که آیا سینما قابلیت این را دارد که دینی شود.
وقتی از سینما حرف می زنیم، منظومان  مجموعه‌ی هنرمندان در سینما است، از سالن، دوربین و امکانات تکنولوژی حرف نمی زنیم و این ها هم قسمتی از سینما هستند. سینما این را باید بپذیرد که مفاهیم و مسائل دینی این قابلیت را دارند که به تصویر در بیایند. یعنی مجموعه ی عواملی که در سینما کار می کنند، به این حقیقت آشنا بشوند. و هنوز سینما این را نپذیرفته است. همان طور که می خواستیم به کانون هایی و مجتمع های اقتصادی جهان و از جمله ایران به بانک ها بفهمانیم که احکام دینی در مسائل مالی و اقتصادی، قابلیت اجرایی دارند. ولی بانک ها نپذیرفتند و گفتند اسامی مانند مضاربه، مضارعه را می توانیم بیاوریم، اما 22 یا 23 درصد سود و یا 36 درصد بازپرداخت را نمی توان نفی کرد. یعنی قوانین و قواعد فقهی را وارد اقتصاد  کردند.  مسئولین می خواهند که هنر در ساحت دین به قداست برسد و وارد عالم قدسی شود. ولی هنرمندان باید بپذیرند که دین این قابلیت را دارد که هم قصه بگوید و هم تصویر را معنا کند و هم حریم و کرامت انسانی را حفظ کند و آگاهی و شعور بندگان خدا را بپذیرند، این تلاش بوده و هست و خواهد بود. ولی چه قدر این راه را تجربه کنیم، همان طور که در مسائل اقتصادی و سیاسی تجربه کرده ایم و پیشرفت کرده ایم و الان هم در سینما پیش آمده ایم.
مثلا یک آثاری داریم که می گوییم در این آثار جنبه های دینی وجود دارد. یا مثلا می گویند آثار تاریخی از تاریخ اسلام ساخته ایم، که بعضی جاهای آن دینی شده است. یا مثلا نزدیک به آن مفاهیمی که فکر می کنید، تاثیرات دین را دارد. البته باید این اشراف را پیدا بکنیم که قصد ما از اینکه سینما دینی شود این نیست که سینما مسجد شود. مسجد احکام خودش را دارد و نباید مسائل را یکی کرد. در این یکی کردن شأن مسجد را پایین می آوریم و این طور نیست که شأن سینما را بالا ببریم . سینما در جای خودش سینما است، حالا می تواند محل خوب و یا بد باشد. اما مسجد لزوما باید محل خوبی باشد و این قاعده ی خودش را دارد. سینما هم اگر با این احوال پیش برود می گوید که من هم می توانم قاعده ی خودم را داشته باشم و فیلم دینی و یا غیر دینی نمایش بدهم و می توانم مسائل دینی را مطرح کنم و یا مطرح نکنم. ما به سینماگرها در جمهوری اسلامی، دین را عرضه می کنیم. یعنی در واقع دین از طرف علما، بزرگان و اهل اندیشه عرضه شده است. دین قابلیت های زیادی دارد و دنیا و آخرتتان را پاسخ می دهد. ولی ما چه قدر توانسته ایم این را بقبولانیم؟
و یک سری حواشی وجود دارد، اینکه ما صرفا مسائل و موضوعات دینی را بسازیم، سینما دینی نخواهد شد. اینکه یک فیلم درباره نماز باشد، آن فیلم را دینی نمی کند. ممکن است یک فیلم درباره ی نماز باشد ولی «ویلُ للمسلین» است. یعنی صرف اینکه موضوع مذهبی است، فیلم را مذهبی نمی کند. بلکه یک سری عوامل دیگری است که فیلم را مذهبی می کند. چون ممکن است شما فیلم مذهبی بسازید و این علیه مذهب باشد. در مورد مسجد هم این صدق می کند. مثلا مسجد، مسجد ضرار باشد، آن ضد مسجد است و پیامبر هم دستور می دهد که آن را خراب کنند. سینما خیلی قابلیت ها در خود دارد چون مولود یک تمدن است و با یک پشتوانه عظیم فکری به ویژه در ادبیات داستانی و نظریه پردازی های هنری به یک صورتی از نمایش رسیده که به آن سینما می گویند.
 ما تئاتر هم نداشتیم که بعد بگوییم که سینما صورت دیگری از نمایش است که به میدان آمده است. ما تئاتر را در صحنه ی حیات دینی و تاریخ خودمان تجربه نکرده ایم. ما خود به خود ادبیات داستانی را که قابلیت تصویری و نمایشی داشته باشند را هم نداریم. ادبیات یا داستان داریم ولی ادبیات با این رویکرد نوشته نشده است که به نمایش در بیاید. همه ی قصه های خوب ما، امروزه باید یک تبدیل در آن صورت بگیرد، که ما آن قصه را دراماتیزه بکنیم و آن درام را به نمایش بگذاریم. یعنی به نمایش در آوردن یا نمایشی کردن.
 همین دراماتیزه کردن همین قصه ها  و محدودیت های زبان سینمایی اجازه نمی دهد که ما خیلی از این مفاهیم را بیان کنیم یا اینکه این ادبیات را دراماتیزه بکنیم تا آن مفاهیم دینی در آن دیده شود. آیا همین‌طور است؟
بله همین طور است، همه ی مفاهیم دینی قابلیت نمایشی ندارند، اگر هم داشته باشند در عالم شهود است. در آنجا شهود هم یک نمایش است، که اهل معرفت می گویند: «و نری ابراهیم ملکوت السماوات و الارض» و ملکوت سماوات الارض برای ابراهیم از طرف خداوند قابل دیدن است. اما سینما چه قدر قابلیت این نمایش را دارد؟ اندازه ی و قابلیت سینما همان قابی است که می بینید.
این قاب یک سری بضاعت دارد، و از این بیشتر نباید از آن بخواهیم. قرار نیست این قاب معجزه بکند، ولی شاید سحر بکند. یعنی با تکنولوژی بتوانیم معجزات پیامبر را نشان دهیم و از تکنولوژی موجود در غرب استفاده کنیم و از فرم های جدید دیجیتالی کمک بگیریم، برای اینکه یک معجزه مثل ابابیل را نشان دهیم. ما باید بضاعت سینما را که همین ساخت هاست بسنجیم.

آیا ما می توانیم همه ی مفاهیم دینی را با این بزاعت بسنجیم؟
اگر هم نمایش بدهیم با حقیقت وحی خیلی فاصله دارد. حتی ابابیل و یا معجزه ی هر نبی را که نشان می دهیم، با واقعیت آن خیلی فاصله دارد.  و بزاعت بیان ما این طور است که در بیانمان یک معجزه را توضیح می دهیم، اما نمی توانیم حقیقت آن معجزه را بگوییم. ما قسمتی را بیان می کنیم که در ذهن ها متبادر می شود و ذهن ها هم آن را در عالم خیال بازسازی می کنند. سینما یک بدی که دارد این است که بعد از دیدن آن شما دیگر تخیل نمی کنید. چون تخیل را سینماگر انجام داده است.
البته امیدوارم که تخیل باشد و توهم نباشد. زیرا اکثرا به سمت تخیل می رویم و توهم از آب در می آید. خیال، خود عالم دیگری دارد. اینکه ما چه قدر می توانتیم وارد این عالم بشویم خود یک بحثی است.
تعاریف مختلفی از سینمای دینی شده است که بعضی ها می گویند که باید مناسک و اعمال دینی باشد و یا بعضی ها می گویند باید به رشد اخلاقی برسد و بعضی ها می گویند باید سیر سلوک دینی داشته باشد. نظر شما درباره پیشینه ی سینمای دینی چیست؟
من تجربیاتی را در مورد این قضایا در فیلم هایی با مفاهیم دینی به معنی معرفتی آن، و هم تجربیاتی را درباره موضوعات تکلیفی انسان مثل فقه داشته ام. حتی زمانی که به فقه می پردازیم، بعضی ها می گویند جایگاه شریعت در سینما نیست. مثلا اگر ما در سینما از معارف یا عرفان سخن بگوییم، نباید وارد شریعت بشویم. در واقع از فقه اکبر سخن بگوییم نه از فقه اصغر .
من می گویم که رویکرد ما باید چگونه باشد؟ آن نگاهی که فیلم ساز یا نویسنده به مسئله ی سینما دارد، از کجا باید نشات بگیرد. در آن موقع می تواند با یک تکلیف کوچک شرعی هم، موضوع را دینی کند. در حوزه ی دین مسائل فقط عرفانی نیست. حتی خود مسائل هم یک سطحی دارند. نماز، هم سطح عادی و هم سطح عرفانی دارد. یعنی دارای عمق و بطن است. پس می توان به همه ی سطوح در سینما توجه کرد.

 

افزودن دیدگاه جدید