جشنواره های رنگارنگ

چکیده:در جشنواره ها افرادی که به عنوان استعداد برتر عرصه هنری شناخته می شوند، نباید بعد از برگزاری جشنواره آن‌ها به ورطه فرامشی سپرده شوند.

در کشور سالانه ده­ها جشنواره­ های مرتبط با فیلم برگزار می­ شود. معمولا هرکاری که انسان می­خواهد انجام دهد کلی بالا و پایین می­کند و اگر ببیند منافع آن کار بیشتر از مضرات آن است شروع می­کند؛ خصوصا کارهایی که کلی هزینه  مالی و صرف وقت داشته باشد. 

نمی­ دانم چرا در کشور ما بیشتر تصمیم­های فرهنگی از این قاعده مستثنی هستند. بطور میانگین صفر تا صد برگزاری هرجشنواره با موضوع فیلم، چند صد میلیون است تا مترسک جشنواره به هرقیمتی پابرجا بماند.

نکته تاسف­ بار اینگونه جشنواره‌ها ناچیز بودن جایزه‌ها و درخورشان نبودن آن‌ها برای افراد برگزیده است و هزینه اصلی، صرف گرداندگان جشنواره می­ گردد. مگر نه این است که سیاست اصلی جشنواره ها جهت حمایت و شناخته شدن استعدادهای برتر در عرصه فیلم  پی­ ریزی شده است؛ ولی صد افسوس در که عمل، این‌گونه سیاست‌ها وارونه می­شود و هسته مرکزی خود عوامل جشنواره‌ها می­شوند و فیلمسازان فقط عنوان زینتی پیدا می­کنند. اگر در جشنواره ها کسانی به عنوان استعداد برتر عرصه هنری شناخته می شوند، نباید بعد از برگزاری جشنواره آن‌ها به ورطه فرامشی سپرده شوند. سیاست‌ها باید طوری باشد که حمایت‌های جدی‌تر و عملی‌تر از این‌گونه افراد صورت گیرد تا چرخه فرهنگ و هنر بتواند ثمر دهد.

جایگاه داشتن مادی و معنوی مدیران فرهنگی همه از صدقه سر تولیدکنندگان افراد هنری در عرصه فرهنگی است. نه این که فلیمسازی نتواند به دلیل اجاره کردن تجهزات حداقلی فیلمسازی، چند ماه و گاهی چند سال منتظر چراغ سبز مدیر فرهنگی، فیلم خود را تولید کند. فاجعه و درد اصلی این است که اگر میلیاردها هزینه مالی که صرف جشنواره‌های رنگارنگ می­شود اگه به بخش تولید اثر هنری اختصاص پیدا می­کرد، وضعیت فرهنگی 180 درجه تغییر می‌کرد و اعتماد بنفس و جایگاه صاحبان اثر هنری در مطلوب­ترین حالت قرار می­گرفت.

متاسفانه امروزه در عرصه برگزاری جشنواره، حاشیه پررنگ­تر از متن شده است. پول‌های میلیاردی جشنواره­ ها  که معمولا هم با بودجه بیت­ المال تامین می­شود صرف گردانندگان جشنواره ­ها می­شود و صاحبان اثر هنری به عنوان طعمه‌ای استفاده می‌شود تا بلکه مدیران فرهنگی بتوانند از این طریق نیازهای مادی و معنوی خودشان را تامین کنند. این‌گونه زخم‌ها در عرصه فرهنگی ترمیم شدنی نیست مگر اینکه سیاست‌های سطحی ریشه کن شود و صاحبان اثر هنری که مهره‌های اصلی فرهنگ هستند، در عمل به رسمیت شناخته شوند. 

مسئولان فرهنگی باید به این نکته توجه داشته باشند که مقوله فرهنگ از جنس نرم افرازی است و نه سخت افزاری. ولی متاسفانه امروزه بودجه­ های فرهنگی صرف ساختمانهای مجلل تالارها و اماکن دیگر و برگزاری جشنواره‌های خنثی می­شود که بیشتر مواقع نتایج معکوسی به همراه دارد.

راهکارهایی که در این عرصه به نظر می­ رسد، از قبیل زیر است:

  1. سازمان‌های زیربط فرهنگی، با موسساتی که تجهیزات هنری اجاره می­دهند قرارداد ببندد و حداقل نصف هزینه‌های اجاره تجهیزات به عهده سازمان‌های زیربط فرهنگی باشد.
  2. هرماه یک روز مخصوص را به اکران تولیدات صاحبان اثر هنری در سینماها اختصاص دهند که این کار باعث دیده شدن کارتولید شده و جایگاه پیدا کردن فیلمساز میگردد.
  3. در شهرهای مهم چند ساختمان از هزاران ساختمان‌های فاقد کاربری در اختیار فیلمسازان قرار گیرد تا این عزیران بتوانند مراحل پیش تولید و پس تولید محصولاتشان را در این مراکز انجام دهند.

اگر این سه پیشنهاد ساده عملی شود، به یقین رقم بسیار قابل توجهی در هزینه­های میلیاردی صرفه­ جویی می‌شود. علاوه بر این چرخه فرهنگی در مدار اصلی خودش قرار می­گیرد و صاحبان اثر هنری به جایگاه مطلوب فرهنگی و اعتماد بنفس نائل می ­گردند.

 

به امید آن روز ...

مهدی امینی

افزودن دیدگاه جدید