نقد فیلم سرو زیر آب

کلیت فیلم هم بلحاظ داستانی و هم کارگردانی، فیلم قابل اعتنایی بود که توانسته بود بدون شعارزدگی، داستان انسانی چند لایه ای را  به معرض نمایش بگذارد.

انتقال موفق حس و حال فیلم به مخاطب

فیلم بلحاظ کارگردانی، میزانسن، طراحی صحنه، انتخاب بازیگرها و انتقال یافتن حس و حال به مخاطب امروزی، موفق عمل کرده بود. در فیلم هیچگونه شعارزدگی دیده نمی­شود و دیالوگها در عین جدی بودن، یک نوع طنازی خفیفی هم دیده میشد که همه آنها، دقت فیلمساز به جهات مختلف در پروسه تولید این فیلم را نشان می دهد.

مختصات دینی و قومیتی ایران

ماجرای فیلم سرو زیر آب، با اینکه در فضای جنگ و محل تشخیص هویت پیکرهای شهدای معراج روایت می شود. اما فیلمساز توانسته بود یکی از لطیف­ ترین و انسانی­ ترین نوع روایت را در ژانر دفاع مقدس خلق ­کند.

این فیلم به خوبی توانسته بود مختصات دینی و قومیتی داخل ایران را به بهترین صورت به تصویر کشد. جزئیات تصویری و مراسمات و آیین عزاداری و نحوه تعامل قوم لر به فراخور نیاز داستان به مخاطب نشان داده شد که متاسفانه امروزه ما شاهد فیلمهای یکنواخت آپارتمانی کلان شهری هستیم که همیشه داستان از مختصات تعیین شده تکراری روایت می کندد. اما فیلمهایی مثل سرو زیر آب باعث می­ شود تا مخاطب از زاویه نگاهی جدید و در عین حال بومی به وقایع داشته باشد. همچنین در فیلم، از آئین ها و فرهنگ و رسوم چند هزارساله خانواده شهید زرتشتی در درگیرودار جنگ را می بینیم که به صورت هنرمندانه با داستان فیلم چفت و بست یافته تا فضاهای بومی اما جدیدی در قاب سینما نمایش داده شود.

بنظر نگارنده، جای چنین زاویه نگاه هایی در سینمای ایران به دلیل حاکمیت قشر خاص بر بدنه سینما مغفول مانده است. چراکه اگر قومیتها، ادیان و آئین های مختلف را حذف کنیم دیگر ایرانی باقی نمی ماند تا در بوم پرده سینما نشان داده شوند. جا دارد مسئولین سینمایی، تمهیدات و حمایتهای ویژه ای در این راستا برای فیلمسازان قائل شوند.

پرش آنی شخصیت اول فیلم

جهانگیر کرامت (با بازی بابک حمیدیان)، به دلیل عاطفی شخصی و نوعی تسلی یافتن خانواده ­های داغدار شهدا، پیکر شهدایی که شناسایی نشده­ اند و گمنام هستند به خانواده دیگر به عنوان فرزندخوانده تحویل می­ دهد و متوجه می­ شود پیکر یکی از شهدای گمنامی که تحویل خانواده دیگر داده، خانواده اصلی شهید پیدا می ­شود و ماجرا ادامه می ­یابد تا اینکه برادر جهانگیر شهید می­ شود و اینار خودش درگیر ماجرا می­ شود. در نهایت تصمیم می­گ یرد برادرش را به خانوده­ ای که باعث شده شهیدشان به خانواده دیگری منتقل شود، تحویل دهد. پایان­ بندی فیلم و سیر تحول شخصیت جهانگیر منطقی نیست و از داستان بیرون می­ زند. اگر تمهیدات داستانی بیشتری چاشنی موقعیت تحول جهانگیر داستان می ­شد، مخاطب شاهد افت پایان­ بندی نبود و فیلم براحتی میتوانست مخاطب را تا انتهای فیلم همراه کند ولی دراین روایت از فیلم، پرش شخصیتی بخوبی قابل مشاهده است. سکانس نمادین درآوردن قبر و سرو از زیر آب، گرچه بلحاظ کارگردانی کاری درخشان است ولی بلحاظ داستانی، حالت جزیره ای بخود گرفته و از داستان بیرون می زند.

کلیت فیلم هم بلحاظ داستانی و هم کارگردانی نسبت به فیلمهای حاضر در سی و ششمین دوره جشنواره فیلم فجر، فیلم قابل اعتنایی بود که توانسته بود بدون شعارزدگی و تکنیک زدگی، داستان انسانی چند لایه ای را  به معرض نمایش بگذارد.

مهدی امینی

 

افزودن دیدگاه جدید