نقد فیلم مصادره

 فیلم مصادره در ژانر خود یعنی کمدی فیلم نسبتا موفقی است. ایده ی کار نو و تامل برانگیز است.
 

اساسا فلسفه ی وجودی سینما چیست؟ آیا جز این است که یک فیلم در درجه ی اول باید سرگرم کننده باشد؟ خصوصا برای جماعت پاپ کورن به دست که خودشان را آماده کرده اند برای دیدن یک فیلم کمدی. واقعیت این است که هنگامی که خواص سینمارو در حال بحث و جدل در مورد فرم و محتوای یک فیلم هستند فیلمهای  مبتذلی با عشق مثلثی گیشه را بار کرده و برده اند.

 فیلم مصادره در ژانر خود یعنی کمدی فیلم نسبتا موفقی است. ایده ی کار نو و تامل برانگیز است و از نکات برجسته ی آن این است که بر خلاف بسیاری از فیلم های کمدی که بر دیالوگ بنا شده دارای موقعیت های طنز زیادی است و این در حالی  است که باید در یک فیلم کمیک خط قرمزهای زیادی را زیر پا گذاشته شود؛ پرداختن به مصادره ی اموال در دوران اوایل انقلاب؛ ازدواج با یک خواننده ی کاباره؛ غلیان غیرت به خواب رفته ی یک ایرانی؛ مسئولی که قبل از انقلاب هم پیاله و بعد از انقلاب یک اختلاسگر از کار در می آید و ... موضوعاتی هستند که علی فرقانی نویسنده ی این کار با احتیاط به سراغ آنها رفته و توانسته مجوز ارشاد را کسب کند. 

اما نقاط ضعف این فیلم هم کم نیستند. از جمله ی آنها می توان به کارکترهای فیلم اشاره کرد.

عطاران همان عطاران است. کارکتری ساده لوح که در هر فیلمش از رد کارپت تا گینس و نهنگ عنبر و.... تکرار شده است. همان آدم عاشق پیشه و گیجی که راحت گول می خورد و باخت می دهد.

 هومن سیدی که در این سالها توانسته است در ژانر کمدی خودی نشان دهد و با تکه پرانی ها و لودگی هایش خصوصا در سریال عاشقانه برای خود جایگاهی را دست و پا کند در این فیلم نتوانسته از زیر سایه ی عطاران بیرون بیاید. بخش اعظمی از فیلم بر دوش عطاران است و سیدی در حد جوانی معمولی که فارسی را با ته لهجه ی امریکایی صحبت می کند و با یک نگاه عاشق می شود باقی مانده است. البته در  سکانس پایانی فیلم که قاضی بر عدم مصادره ی زمینها تاکید دارد ولی سیدی همچنان در خیال خود دست و پا می زند، موقعیت کمیک جالبی را به وجود آورده است.

در چند جا فیلم از ریتم می افتد طوری که خدا خدا می کنی دیگر تمام شده و زودتر گره ماجرا باز شود. به همه ی اینها اضافه کنید شوخی های خارج از محدوده را که به من اجازه نمی دهد دست یک نوجوان را بگیرم و ببرم به یک سینما پای نشستن این فیلم. البته این شوخی ها دیگر در سینمای عطاران لو رفته است آن هم وقتی که به گفته ی خودش حاضر است شلوارش را از پایش درآورد تا مخاطب را بخنداند. شوخی های جنسی که در طبقه ی حساس، دراکولا، سالوادور و غیره تکرار می شود و مخاطب باید در گوشهای بچه های همراهش را بگیرد.

اما نکته ی قابل تامل در این است که احمدی با دستمایه قرار دادن شبکه های اپوزیسیون به ظاهر چهره ای کمیک و بی مایه از آنها را به نمایش گذاشته است و این در حالی است که اینها خود مهره های سوخته ای هستند که مورد تمسخر بقیه ی شبکه های همسو قرار گرفته اند و این یعنی خوردن هم از آخور و هم از توبره.

فاطمه سلطانی

افزودن دیدگاه جدید