رویکرد در متون تاریخی ـ مذهبی

چکیده: رویکرد رویداد در واقع ضرورت امروزین بازگویی و بازنمایی رویداد را مورد توجه دارد. دلیل انتخاب یک رویداد یا یک شخصیت تاریخی و دینی باید در بردارنده ی ضرورت های معاصر موضوع را هم در نظر داشته باشد.
رویکرد در متون تاریخی ـ مذهبی

 

حمید تلخابی

سایه‌ی تأثیر برخی از شخصیت‌ها و رویدادهای تاریخی، چنان بلند است، که تاریخ جا به جا، بر سر بزنگاه‌های خاص خود، به آنها فکر کرده و با بازتعریف و بازنمایی آن‌ها، گفتمانشان را زنده نگه می‌دارد. اشکال این بازنمایی، در ساحت هنر- صنعتی چون سینما، ابعاد تازه‌ای به خود می‌گیرد؛ ضرورت‌های درام، جزئیات یک واقعه‌ی تاریخی را به نفع اقتضائات داستانی مصادره می‌کند. «یکی از بایسته های تاریخ مقدس رویکرد است که مقصود از آن نقطه نگاه فیلم به واقعیت تاریخی است. تاریخ، همچون زندگی جاری دارای ابعاد و جنبه های مختلف است. رویکرد نقطه نگرش و زاویه دید هنرمند را به واقعیت تاریخی روشن می کند.» (میرخندان، 1392: 138)

آثار بزرگ هنری جهان در ترازی واحد و در خور یکدیگرند و انسان می‌تواند از خلال آنها، گستره‌ی امروز را با افق دیروز بسنجد و در پرتو آزمون‌هایی که در کردار پیشینیان می‌یابد، راه خویش را برگزیند. تاریخ مشتمل بر رویدادهایی است که انسان می‌تواند در زندگی فردی و اجتماعی خویش از آن پند بگیرد و آن را در پیشامدهایی که مانندش همیشه پیش می‌آید و همتایش پیوسته روی می‌دهد، فراروی خویش قرار بگیرد. تاریخ ما را قادر می‌سازد تا از زمان حال بی‌واسطه فاصله بگیریم و خود را در دورنمای وسیع‌تری ببینیم، زیرا آنگاه می‌توانیم از حق انتخاب‌های دیگر برای آینده آگاه شویم. پس گذشته و حال و آینده بار دیگر به صورتی دیده می‌شوند که به شکلی حل ناشدنی با یکدیگر پیوند می‌یابند. ادوارد هالت‌کار معتقد است: «در حلقه‌های بی‌انتهای زنجیر تاریخ، گذشته، حال و آینده بهم پیوسته است.» (هالت‌کار، 1351: 183).

نکته مهم درباره‌ی مطالعات تاریخی، تسلط کامل بر فضای حاکم بر دوره‌ی تاریخی خاص است که به وسیله‌ی تحقیق اتفاق می‌افتد. تحقیق در فیلم‌های تاریخی، جایگاهی ویژه دارد، زیرا در صورت عدم تحقیقی درست و کافی نبودن منابع، به کج‌راهه‌ی «تحریف تاریخ» قدم خواهند گذاشت. چه بسا، بسیاری از تحریف‌ها و تغییرهایی که در این گونه فیلم و سریال‌ها روی می‌دهد، کاملاً غیرعمدی و ناخواسته باشد و اگر به دقت بررسی کنیم، به این نکته می‌رسیم که فیلمنامه‌نویس به هر علت ممکن، تحقیق جامع و مانعی انجام نداده است. از این رو تحقیق و شناخت جامع از دوره‌ی خاص تاریخی، در وهله‌ی اول مستلزم پرداختن به روایت تاریخی آن دوره در سینما است که اگر به درستی انجام نشود، موجب تحریف و تحمیل اعتقاد امروزی به تاریخ می‌شود.

 

افق های تازه

مسئله‌ای که در روایت سینمایی یک دوره‌ی خاص تاریخی ـ علاوه بر شناخت جامع و فهم گذشته ـ از آن مغفول واقع شده، این است که فیلم تاریخی باید رویکردی فراتر از نشان دادن تاریخ یک زمان را داشته باشد. رویکردی که به نیازهای روحی یک جامعه برای رویارویی با موقعیت کنونی‌اش در جهان پاسخ بدهد. اغلب فیلم‌های تاریخی در ایران برای فهم گذشته ساخته شده، اما اینکه برای زمان حال چه چیزی را با خود به ارمغان دارد، سخنی به میان نمی‌آید. در صورتی که معقول آن است در فیلم تاریخی هر دو منظور، یعنی فهم گذشته و نیز دست‌آورد آن برای زمان حال و آینده، لحاظ شود.

فیلم تاریخی فقط وظیفه‌ی برساخت گذشته بر صفحه‌ی نمایش را در دستور کار خود ندارد، بلکه خود را درگیر مسئله‌ای تاریخی می‌کند تا حرفی برای حال و آینده‌ی ما به ارمغان بیاورد. اگرچه درام دارای ماجراهایی پر کشمکش است؛ دارای تعلیق و غافل‌گیری است، ولی عناصر درام، همه و همه اگر تاریخ را در ماجرا و ماجراپردازی محدود کند و بیننده را صرفاً در کشمکش‌ها و بحران و اوج داستان درگیر و سرگرم کند، بی آنکه دست آوردی برای زمان حال و آینده داشته باشد، به بیراهه رفته است. البته فیلم، در ساختار دراماتیک، دچار محدودیت‌هایی است. جهان فیلم دراماتیک برخلاف دیگر ساختارهای هنری و برخلاف بیان مستقیم در امر غیرهنری باید جهانی نزدیک به واقعیت تاریخی خلق کند؛ جهانی که در آن شخصیت‌ها و رویدادها زندگی کنند و چنین امری اساساً ظرفیت و گنجایش حرف‌های اساسی و جدی را کمتر از دیگر رسانه‌ها (مانند رسانه مکتوبی که اصطلاحاً در دسته بندی هنری نگنجد) و نیز دیگر ساختارهای هنری دارد.

از این رو رویدادهای تاریخی این ظرفیت را دارند که بی‌هیچ شعاری، به صورت غیرمستقیم مسائل روز در قالب فیلم به نمایش درآیند. البته نباید به صورت افراطی و تحمیلی مطرح شود که مانند برخی از فیلم‌های هالیوود، از تاریخ به عنوان ابزاری برای دست‌یابی به هدف‌های دنیویی خودشان استفاده کنند. بلکه در این بحث پایبندی به موقعیت‌های تاریخی اصالت دارد و از جوهره‌ی آن موقعیت‌ها برای مسائل امروز استفاده می‌شود.

ایده های تاریخی دیگر به عنوان اثری تکرار کننده‌ی اثر دیگر تلقی نمی‌شود، یا مقصودی بیانگرانه که در کنار مقصود بیانگرانه‌ی دیگری قرار بگیرد. ما دیگر با نوعی بازخوانی یا بازنویسی روبه رو نیستیم: بلکه با بازپیدایی یک عنصر (یک طرح، یک مضمون، یک شخصیت و نظایر آن) در یک حوزه‌ی گفتمانی جدید سروکار داریم که پیشتر در حوزه‌ای دیگر ظاهر شده بوده است.

یک بازپیدایی، نوعی رویداد گفتانی تازه است که در زمان و مکان معینی در جامعه جای می گیرد، رویدادی که توأمان خاطره‌ی رویداد گفتمانی پیشین را در خود دارد. آنچه در این بازنمایی بیش از شباهت یا عدم شباهت صرف بین رویدادهای پیشین و پسین اهمیت دارد، شکل گیری نوعی موقعیت جدید ارتباطی است. به عبارت دیگر، آنچه مهم است، نقش و جایگاه تازه‌ای است که رویداد پسین در این حوزه‌ی گفتمانی کسب می‌کند، چیزی بیش از ادعای وفاداری انتزاعی به متن منبع. در واقع هویت متن بیشتر با این نقش و این جایگاه تعریف می‌شود تا با مجموعه‌ای از عناصر شکلی.

یکی از پیامدهای اولیه‌ی آن این است که تحلیل ایده‌های تاریخی باید به چیزی فراتر از مقایسه‌ی متن پیشین و متن پسین بپردازد. در واقع، تحلیل باید نگاه خود را بر تغییراتی معطوف کند که متن در این روند گذار از سر می‌گذراند، یعنی چهارچوبی که هر یک از متن‌ها در آن جای گرفته اند. بنابراین، نباید به تحلیل‌هایی اعتماد کرد که صرفاً به جنبه‌های شکلی معطوف اند. در اغلب موارد، تحلیل اقتباس به مشخص کردن ساختار روایی دو متن تنزل می‌یابد تا تغییرات بین این دو را تعیین کند، در صورتی که می‌دانیم گذار از متن منبع به متن اقتباسی صرفاً تغییری شکلی نیست. در واقع، چیز دیگری اتفاق می‌افتد، چیزی عمیق تر: این واقعیت که متن تاریخی و ایده ی تاریخی دو جایگاه کاملاً متفاوت را در عرصه‌ی جهان و تاریخ اشغال می‌کنند. بنابراین وقتی درباره‌ی ایده‌ها، تغییرات؛ بازسازی ها و غیره سخن می‌گوییم، صرفاً نباید نگاه خود را بر ساختار این متون ـ شکل و محتوای آنها ـ معطوف کنیم، بلکه باید به گفت و گوی متن با زمینه‌ی آن نیز بپردازیم. واضح است که ایده در وهله‌ی نخست پدیده‌ای مبتنی بر زمینه سازی مجدد متن[1] یا به عبارت بهتر، تعریف مجدد موقعیت ارتباطی آن است.

آیا ما ادامه‌ی گذشته‌ایم یا گذشته بازتفسیر و برساخته‌ی امروزی ما از رویدادهای به وقوع پیوسته است؟ معاصر بودن یعنی چه؟ نسبت ما با امر پیشینی چیست؟ گذشته چگونه به یاد آمده و بیان می‌شود؟ چگونه و تا چه حد می‌توان به یک واقعه‌ی تاریخی وفادار ماند؟ و... پرسش‌هایی از این دست، سوالات و دغدغه‌هایی است که در بحث از یک واقعه‌ی تاریخی، نیازمند تشریح و توضیح اند و در این مجال نمی گنجد.

نویسندگان فیلمنامه‌های تاریخی ما، از طریق پیوند سرگذشتی فردی با واقعه‌ای تاریخی، ارتباطی بین گذشته، حال و آینده پدید نمی‌آورند و به تعبیری، به گذشته در پرتو مسائل معاصر توجه نمی‌کنند که باید در جای خود فیلم‌های تاریخی، از این منظر مورد نقد و بررسی قرار بگیرند.

 

میرخندان، سید حمید، (1392). مطالعات دینی فیلم، تهران: بنیاد سینمایی فارابی.

هالت‌کار، ادوارد (1351). تاریخ چیست، ترجمه حسن کامشاد، انتشارات خوارزمی، چاپ سوم، 1351.

 

[1]. Recontextualization of the text

افزودن دیدگاه جدید