نقدی به نمایش چشم برهم زدن

چکیده: نکته مهم شخصیت محوری داستان است که چه از نظر انتخاب بازیگر و چه از نظر شخصیت پردازی بسیار ضعیف و ناتوان است
نقدی به نمایش چشم برهم زدن

سعید صالحیان

 

نمایش چشم بر هم زدن به نویسندگی محمد زارعی و کارگردانی محمد حسین زیگساری در جشنواره فجر در تماشاخانه مولوی روی صحنه رفت.

باز هم موضوع بازگشت به گذشته و صدای نوستالژی ها را درآوردن و بازی با جهانی که ما را ساخته و همچون امری گمشده اما زنده خود را عیان و آشکار می کند. و البته آن چه در این ارتباط در نمایش " چشم بر هم زدن " می بینیم فقط نگاهی تاریخی و اجتماعی نیست، بلکه نمایش تلاش دارد تا از آن فراتر رود و نگاهی عمیق تر و جامع تر به حیات انسانی بیفکند. شاید آن چه بتوان به نحوی جنبه تراژیک و سوگناک زندگی خواند. ولی متاسفانه نمایش در تمامی اینها موفق از آب در نمی آید.

سوال اساسی که در مورد نمایش و به خصوص متن نمایش نامه می توان مطرح کرد این است که این بازگشت به گذشته برای چیست. صرف بازگشت به گذشته که نمی تواند به خودی خود موضوعیتی داشته باشد. این بازگشت در واقع در نمایش می خواهد بازگو کننده امری باشد که از خلال چنین نقبی به آن چه پشت سر است اتفاق می افتد. ولی تصویری که از این گذشته و از بازگشت به آن داده می شود تصویری پریشان و آشفته است. هیچ چیز خاص و جالب توجهی در این پرداخت به گذشته وجود ندارد. موقعیت های پادر هوا و شوخی های بی مزه و از کار درنیامده همه دست به دست هم می دهند تا نتوانیم تصویر و ترسیمی تاثیرگذار از گذشته را در این نمایش ببینیم. به طور مثال موضوع عروسی و عشق دختر بزرگ خانواده ایرانی و این که شوهر او در آلمان او را می گذارد و رها میکند و یا موضوع اعتیادی که همه مردان نمایش به نوعی به آن گرفتارند به هیچ عنوان نمی توانند موقعیت هایی سازنده و پیش برنده باشند.

   اما نکته مهم شخصیت محوری داستان است که چه از نظر انتخاب بازیگر و چه از نظر شخصیت پردازی بسیار ضعیف و ناتوان است. فرزین در واقع نقطه عطف نمایش و کسی است که به گذشته برمی گردد و در تلاشی ناکام می خواهد که خانواده خود را از خطر مرگ بر اثر بمباران نجات دهد ولی ما عملا در طول نمایش به جز چند حرکت و دیالوگ نسبتا تکراری چیز خاص دیگری از او نمی بینیم . در واقع بازگشت او به گذشته برای بدست آوردن داروی مادر است - مادر داروهایش را مصرف نکرده از دنیا رفته است و حال بعد از مرگ نیز دائما به دنبال داروهایش است – ولی در ادامه سر از عشق دوران کودکی خود درمی آورد و موقعیت های گذشته را می بیند و سرانجام نیز به موقعیتی برمی گردد تا خانواده خود را نجات دهد ولی بر اساس رویکرد تقدیرگرایانه نمایش در انجام آن موفق نمی شود. همه این موارد به راستی آن قدر ضعیف و ناتوان مطرح می شوند که مخاطب را با نمایشی سرد و بی رمق و کم عمق روبرو می کند. در مجموع می توان گفت نمایش " چشم بر هم زدن " نتوانسته است به خوبی از پس ایجاد موقعیت ها و شخصیت هایش موفق بیرون آید و می توان آن را یکی از ضعیف ترین نمایش های جشنواره دانست.

افزودن دیدگاه جدید