نگاهی به نمایش دگردیسی پروانه شدن

چکیده: فرم تنها ظاهر و شکل یک اثر نیست، بلکه فرم چیزی است که اثر بودن یک اثر به آن وابسته است. یک اثر هنری تنها هنگامی می تواند شایسته این نام عنوان گردد که بتواند فرم مخصوص خود را بدست آورد.
نگاهی به نمایش دگردیسی پروانه شدن

سعید صالحیان

   نمایش دگردیسی پروانه شدن بیشتر کاری فرم گراست که تلاش دارد تجربه ای معنوی را از خلال نوعی فرم خاص خود بازتولید کند. تجربه دگردیسی پروانه شدن در حقیقت به نوعی به تجربه دگردیسی انسان شدن مربوط است و تشخص انسانی. این نوع نگاه خود را در مفهوم تکاملی رویا می یابد که بارها در اثر مطرح می شود و تا حدود قابل توجهی به نمایش وجهه ای عرفانی می بخشد و این درست چیزی است که اثر خواهان بازتاب آن است؛ تجربه معنوی و عرفانی تکامل و تشخص انسانی. این روندی است که که در نظر نمایش کل هستی را در راتباطی تنگاتنگ با یکدیگر قرار می دهد؛ هرعنصر این جهان می تواند رویایی باشد تنیده و برآمده از درون هستی چیزی دیگر و همین امتداد و پیوستگی رویاها ست که موجودات هستی را با یکدیگر پیوند می دهد  و سرانجام سر از زیباترین رویا که همان انسان است درمی آورد و این روند تکاملی طی می شود تا سر از تشخص انسانی که همان رها شدن از پیله های سیاه است درآورد. در پایان نمایش با موجوداتی (انسانهایی) روبرو می شویم که دیگر یک رنگ واحد ندارند بلکه هرکدام رنگ خود و در نتیجه تشخص خود را داراست و این به نحوی همان رسیدن به فردانیت و یا به عبارتی همان تکامل است. طی این مسیر رویا گون چیزی جز کنار رفتن پوسته های ظاهری مختلف و رسیدن نهایی و غایی به خودیت خود نیست و این تجربه ای است که با تجربه مسیح در مسیحیت گره خورده است، چیزی که در خود اثر هم بر آن تاکید می شودزیرا همان گونه که یونگ توضیح می دهد مسیح بازتاب همین تجربه فردانیت است.

    اما نکته مهمی که می توان در مورد نمایش دگردیسی پروانه شدن گفت درست به همین رویکرد فرمی آن برمی گردد. فرم تنها ظاهر و شکل یک اثر نیست، بلکه فرم چیزی است که اثر بودن یک اثر به آن وابسته است. یک اثر هنری تنها هنگامی می تواند شایسته این نام عنوان گردد که بتواند فرم مخصوص خود را بدست آورد. در واقع می توان این گونه گفت که اساسا جدایی میان فرم و محتوا تنها جدایی ای تصنعی و اعتباری است و آنچه ما در یک اثر هنری محتوا می نامیم جز از طریق فرم آن اثر به دست نمی آید. به بیان دیگر فرم تنها قالبی بیرون از اثر نیست بلکه خود، تولید کننده محتواست و درست به همین دلیل نیز نباید فرم را چون وسیله و قالبی در نظر گرفت که قرار است محتوایی خاص بر آن نهاده و بار شود، بلکه اصولا بدون فرم، محتوا به دست نمی آید. بنابراین هراثر هنری هنگامی که به دنبال القای محتوایی خاص باشد باید قبل از هر چیز فرم مخصوص آن را بیافریند و محتوا را تبدیل به فرم نماید و به این بیان در واقع فرم همان محتواست و محتوا همان فرم خواهد بود.

   از این منظر به نظر می رسد نمایش دگردیسی پروانه شدن نمی تواند فرم متناسب و خاص خویش را بسازد و بیشتر به دنبال القای محتوایی از طریق یک سری اشکال خاص است که به هیچ وجه در تحلیل نهایی نمی توانند فرم و ریخت خاص اثر رابسازند. آن چیزی که در مورد این نمایش به نظر می آید در واقع تلاش برای القای محتوای ذهنی ویژه ای است که کارگردان می خواهد آن را به مخاطب اثر ارائه دهد و از همین منظر نیز هست که به جای این که این رهیافت از طریف فرم ورزیده ای روی دهد بیشتر اثر نمایشی را رقم می زند که در آن محتوا بر فرم بار می شود و فرم تنها قالبی می شود که از طریق آن قرار است مفهوم ذهنی مورد نظر کارگردان انتقال پیدا کند. از این روی در واقع می توان گفت نمایش دگردیسی پروانه شدن تجربه ای است که نتوانسته چندان موفق از آب درآید و بیشتر در حد و حدود همین صرف تجربه باقی مانده است.

 

 

 

 

 

افزودن دیدگاه جدید