یادداشتی درباره نمایش «حادثه در ویشی»

چکیده: جمعی از افراد یک جامعه، که توسط آلمانی ها به صورت رندمی دستگیر شده و در یک بازداشتگاه موقت زندانی شده اند.

نویسنده : محمد صادق مقدسیان

جمعی از افراد یک جامعه، که توسط آلمانی ها به صورت رندمی دستگیر شده و در یک بازداشتگاه موقت زندانی شده اند. هر کدام پس از آزمایش هایی که توسط یک متخصص انجام می شود ، نژادشان معلوم شده و در صورت معلوم شدن یهودی بودنشان، آن ها را در کوره آدم پزیشان ذوب می کنند.

نمایش حادثه در ویشی از جمله نمایش هایی بود که میشد دهه هشتاد را تجربه کرد. بازی های اغراق آمیز این مسأله را کاملا روشن می کرد. در دنیای امروز تئاتر که نقش ها و بازی ها اگر در فضای رئالیستی شکل می گیرد، جریان زندگی حرف اول و آخر را می زند و نیازی به بازی های بزرگ و به عبارتی دیگر اغراق آمیز نیست. همانگونه که در فضای زندگیمان صحبت ها و دیالوگ های بین افراد کاملا عادی و در صورت بروز اتفاق، حسی در خور آن اتفاق بیرون می دهند اما نه اغراق، لذا خلق نمایش هایی که به دور از این فاکتور باشد، نمایشی در فضای هشتاد را به ما نشان داده و چون سلیقه مخاطب از این نوع نمایش ها دور شده و آن را قبول نمیکند لذا می تواند نمایشی با این شکل و شمایل، مخاطب را خسته نماید.

اما متنی که کارگردان انتخاب کرده، یک واقعه تاریخی از یک کشور و نقطه ای دیگر است که وقتی با زمان حال و در کشور خودمان قیاس می کنیم، در آخر باید بگوییم: که چه؟! انتخاب متن با هر منطق و معیاری که در نظر داریم، باید مفید به حال مخاطب باشد. حتی در حوزه انتقاد. اگر متنی است از یک واقعه تاریخی دلیل آن را بدانیم. نژاد پرستی آلمان ها و کشتن مردمی که صرفا نژادشان یهودی است و آن هم با یک علم طب و توسط یک متخصص به آن می رسند، اگرچه کاری احمقانه و به دور از انسانیت است اما اینکه در زمان حال و با توجه به فضای امروز و دغدغه های امروز جامعه ما، چه دردی را از مخاطبی که حدود هفتاد دقیقه وقت خود را می گذارد و در انتها خروجی خاصی را نمیگیرد، تنها نتیجه اش، خستگی مخاطب را در بر خواهد داشت.

اگر بخواهیم کمی خوش بینانه به این نمایش بنگریم، می توان ما به ازاهای امروزی آن را در دنیای امروز و جامعه مان دنبال کنیم. از این رو اعمال مجرمانه و نژاد پرستی آلمانی ها نسبت به دیگر مردمی که تنها دین و مذهبشان یهود است و روبرویی آدم هایی که در این نمایش مشاهده می کنیم و هر کدام از یک قشر از جامعه می باشند، کاری پسندیده می باشد. وجود دو هنرمند و مقابله آن ها با یگدیگر، مرد متمول، تاجر، تکنیستین برق، ارتشی، یک کارگر کافه، همگی نشان از رویارویی افراد یک جامعه با یک پدیده به نام نژاد پرستی هستند.

در این میان ، طراحی صحنه و بازی های دو تا سه نفر از بازیگران نقاط قوتی بود که مخاطب را همراه خود می­کرد. تکنیستین برق، با بازی روان و باورپذیر خود، مخاطب را تا بخشی از نمایش همراه خود کرده بود که در ابتدای نمایش دچار آزمایش آلمانی ها قرار میگیرد و حذف می شود. یا کارگرکافه با شخصیت پردازی درست و به جا، و بازی باور پذیر خود، از نقاط قوت این اثر نمایشی محسوب می شود. اگرچه میزانسن های درست و به جا، و البته در بعضی جاها ساده و به دور از خلاقیت، دیدن این نمایش را تا حدی برای مخاطبان آسان کرده بود.

افزودن دیدگاه جدید