تیاتر سعدی تابستان 32

چکیده: حسین کیایی توانسته نمایش موفقی را روی صحنه ببرد و حرف‌هایش را (درست یا اشتباه) به‌ خوبی در داستان طنزآلود نمایشش گنجانده و مخاطب را راضی از روی صندلی بلند کند.

محمدحسین حبیبی

 

این نمایش اقتباسی از موقعیت آتش‌سوزی "تیاتر سعدی" ست که توسط شعبان جعفری در کودتای 28 خرداد سال 32 رخ داده است، با داستان مخصوص حسین کیایی. داستانی که سعی می‌کند اجتماعی بنمایاند، اما نیم‌نگاهی هم به نقد برخی مسائل سیاسی دارد. نقدی که درظاهر به تاریخ معاصر قبل‌از انقلاب گره خورده، اما روی آن می‌تواند با مسائل کنونی نیز باشد.

گرچه ظاهر نمایش کمدی سبکی را نشان می‌دهد، اما به‌هیچوجه نمی‌توان این را به نمایش اطلاق داد و گفت نمایش بی‌مضمون و بی‌هدفی را می‌بینیم. بلکه قالبی‌ست که کارگردان برای ارائه حرف‌هایش انتخاب کرده و کاملا هدف‌مند می‌باشد.

در این نمایش؛ کارگردان سعی می‌کند علیرغم همه مشکلات که لحظه به لحظه بیشتر و بیشتر می‌شوند، هرطور که شده نمایشش را روی صحنه ببرد. از مشکلات غیر مترقبه مثل شکستن پاهای بازیگر اصلی‌ش گرفته تا اصلاحیه‌های بهانه‌گیرانه شهربانی.

اما نمایشی که می‌خواهد به روی صحنه ببرد؛ یک نسخه خلاصه شده از باغ آلبالوی چهار پرده‌ای است، آن‌هم در قالب نمایش روی حوضی و با رقص و آواز و نقال و دایره. در آخر نیز همه این تمرین‌ها و آمادگی‌های پیش از اجرا، با غائله شعبان جعفری به‌هم می‌ریزد.

«اجرای گرم و پر سوزی رو برات آرزو می‌کنم»

نکته‌ای که این اتفاقات نسبتا پراکنده را به‌هم مرتبط می‌سازد عشق رییس شهربانی به یکی از بازی‌گران این نمایش است که باعث اصلاحیه‌های مکرر قبل‌از اجرا شده و در میانه داستان به صحبت دونفره منجر می‌شود که دست رد به سینه‌اش می‌خورد و در نهایت با عذاب وجدان زن روبرو می‌شویم که فکر می‌کند بخاطر جواب منفی او دستور آتش زدن تیاتر سعدی داده شده.

در آخر این‌که حسین کیایی توانسته نمایش موفقی را روی صحنه ببرد و حرف‌هایش را (درست یا اشتباه) به‌خوبی در داستان طنزآلود نمایشش گنجانده و مخاطب را راضی از روی صندلی بلند می‌کند.

افزودن دیدگاه جدید