یادداشتی بر رگ خواب یا سادگی و ساده لوحی مینا

چکیده:از عوامل جذب مخاطب در این فیلم عاشقانه‌های بی‌پرده این فیلم بود که کمتر در فیلم‌های ایرانی دیده شده است

 

خلاصه داستانمینا بعد از جدایی از همسرش و طرد شدن از طرف پدرش، نیازمند حمایت مالی و عاطفی است. در زمانی که در جستجوی کار است با مردی آشنا می‌شود و گمان می‌کند که مرد رویاهایش را یافته اما پس از گذشت اندک زمانی همه چیز عوض می‌شود.

«رگ خواب» فیلمی متأثرکننده است و در بخش اول فیلم به احساسات مخاطب راه باز می‌کند و او را وارد جهان زندگی زنی می‌کند که نمونه آشنایی از زن مطلقه ایرانی در دهه اخیر تاریخ اجتماعی ایران است. فیلم تا نیمه روایت زندگی عاشقانه میناست. بسیاری از اظهارنظرها و تاییدهای فیلم ناشی از درگیری احساسات تماشاگر یا منتقد در مواجهه با بخش اول فیلم می‌باشد تا از سر منطق یا بررسی هنری. بعد از این غرق شدگی مخاطب در بخش اول شاهد بخش دوم فیلم هستیم؛ یعنی استیصال، درماندگی، بی‌رحمی، کتک خوردن و پیکری خمیده.

 روایت اول‌شخص و لحن و بیان مینا باعث می‌شود تا مخاطب درگیر جو عاطفی و اتمسفر فیلم شود، و صداقت و گهگاه ساده‌لوحی او در بخش دوم فیلم تماشاگر را آزار داده و باعث می‌شود تا مخاطب مدام از خود بپرسد علت حماقت‌های مکرر این زن فقط عدم حمایت عاطفی است یا مشکلاتی روحی نشأت گرفته از کودکی او؟ هر چند بنظر می‌رسد قصد تهیه‌کنندگان نشان دادن طلاق به عنوان جواب این سوال است.  مشکلی که تغییر لحن و دو بخش شدن فیلم بر جای می‌گذارد، این است که تماشاگر که تازه در جهان فیلم غرق شده می‌بیند کلاً جهان فیلم عوض شد، بنابراین دیگر به راحتی نمی تواند با فیلم ارتباط برقرار کند. غلو در بخش خوشی و لذت و همین طور غلو در فروپاشی و اضمحلال شخصیت اصلی به عنوان یکی از اشکالات این فیلم به شمار می‌آید.

شخصیت مینا با بازیگری لیلا حاتمی در واقع مشابه نقش‌های قبلی اوست اندکی سادگی (خنگی)، مهربانی، و امید غیرواقع بینانه. در این فیلم شاهد جایگزینی نریشن و موسیقی بجای کنش‌های تاثیرگذار هستیم؛ فیلمساز از موسیقی در بسیاری از سکانس‌ها خصوصا سکانسی که نمی‌توانست از تصویر و کلام بهره ببرد استفاده کرده بود و در برخی از قسمت‌ها اگر مخاطب پیش زمینه ذهنی نسبت به موسیقی انتخابی فیلم نداشته باشد دریافت ناقصی از صحنه پیدا می‌کند. لیلا حاتمی از ابتدای فیلم از طریق نریشن قصه اش با پدرش را به مخاطب اعلام می‌کند و در چهلمین روز فوت پدرش بر سر مزار او ابراز می‌کند که شخصیتش عوض شده و روی پای خود خواهد ایستاد؛ تغییر و تحول شخصیت باید در یک سیر و منحنی اتفاق می‌افتاد نه با یک دیالوگ توسط شخصیتی که سراسر فیلم بدفهمی، ساده لوحی و ... از او دیده شده است.

از عوامل جذب مخاطب در این فیلم عاشقانه‌های بی‌پرده این فیلم بود که کمتر در فیلم‌های ایرانی دیده شده؛ همچنین صحنه حرکات موزون لیلا حاتمی که سعی شده بود با تار کردن تصویر از قبح آن کاسته شود. و از دیگر مسائل مهم قابل توجه در این فیلم که شاید در لایه‌های پنهان‌تر فیلم قرار دارد و باید بررسی شود موضوع ازدواج سفید یا هم‌باشی است، در تعریف واژه هم‌باشی گفته‌اند زندگی خانوادگی و یا هر نوع زندگی مشترک دیگری حتی با حیوانات را نیز شامل می‌شود و ریشه آن به قرن شانزدهم برمی‌گردد.

 

ازدواج سفید پدیده نامتعارف و ناآشنایی است که به تازگی در ایران نیز رواج یافته  است البته این پدیده نخستین بار در آمریکا و در پی جنبشی پدیدار شد که "جنبش آزادی زن" نام داشت. اخیرا عده ای از دختران و پسران تحت عنوان ازدواج سفید به همباشی پرداخته و عده ای از آنان این باور را دارند که چون طرفین رضایت دارند لذا همین رضایت قلبی کفایت از خطبه ازدواج دائم یا موقت دارد، در ازدواج سفید هیچ شرط قانونی و ثبت اداری وجود ندارد و زن و مرد در هر لحظه که بخواهند با هم همخانه شده و هر لحظه که مایل نباشند از رابطه خارج می شوند. ازدواج سفید همان ازدواج معاطاتی است و شرعا کافی نیست و باید عقد خوانده شود و مهریه معین شود متاسفانه موضوعی که شبیه زنا رایگان است نام ازدواج به خود گرفته است.

در این فیلم به برخی از عوارض این معضل اجتماعی پرداخته شده است؛ مثل این که زنان در چنین رابطه‌هایی بیش از انواع دیگر ازدواج دچار خشونت خانگی می‌شوند و چنین روابطی زودتر از ازدواج های رسمی و شرعی از هم می‌پاشد، بارداری‌های ناخواسته و عوارض بهداشتی ناشی از سقط جنین غیرقانونی از تبعات دیگر ازدواج سپید است و ... اما نگاه فیلم به موضوع هم‌باشی (هم‌باشی با انسان و هم‌باشی با گربه) به عنوان یک مساله عادی و عاطفی بود، نه یک تابوی اجتماعی، قانونی و شرعی در ایران. این گونه پیوندها که با زمان نامعلوم بین دو فرد برقرار می‌شود فاقد مشروعیت اجتماعی و حقوقی است و در ایران پذیرفتنی نیست.

عواملی همچون تهاجم فرهنگی، کمرنگ شدن باورهای مذهبی و اخلاقی، ضعیف شدن پیوندهای خانوادگی، سنت‌های غلط ازدواج، هزینه‌های کمرشکن اقتصادی، تنوع‌طلبی جوانان، قوانین و شرایط دشوار و زائد عقد و طلاق باعث شده برخی از جوانان به این سمت گرایش پیدا کنند که به برخی از این عوامل در فیلم اشاره شده بود.

ازدواج سفید تهدیدی انکار ناپذیر و خطرناک برای از بین بردن کانون خانواده ها و حذف سبک زندگی اسلامی در ایران می‌باشد که باید خانواده ها و مسئولین فرهنگی جامعه در کنار هم به انجام کار فرهنگی و شفاف سازی و روشنگری در خصوص مخاطرات این پدیده شوم فرهنگی اجتماعی گام بردارند و ساخت و نمایش چنین فیلم‌هایی با حساسیت بیشتری باید صورت پذیرد چرا که ازدواج سفید میکروبی است که تنها موجب آلودگی ذهن مردان و نابودی شخصیت و حرمت زنان می‌شود.

 خانم فاطمه احمدی

افزودن دیدگاه جدید