نقد فیلم تابستان داغ

چکیده:فیلم تابستان داغ ظرفیت این را دارد که به نوعی تراژدی مدرن باشد  و با دارا بودن  مؤلفه های ناب تراژدی از جمله خطای تراژیک و فاجعه مرگبار،  کاتارسیس را برای بیننده به همراه آورد.

 

 

داستان تابستان داغ از دو خط روایی در هم تنیده تشکیل شده است. روایت زندگی نسرین که روایتی ابد و یک روزی از زندگی پایین شهری خانواده ای ضعیف و مالامال مشکلات است؛ و روایت اختلاف خانم دکتر و شوهرش. این دو روایت در نطقه ای با هم تلاقی می­کنند و نقطه اوج داستان را که مرگ پسر سه ساله خانم دکتر است پدید می­آورد. نقطه ای که هر دو روایت را به سمت تعادلی ثانوی و پایان کشمکش های داستان سوق می­دهد.

تابستان داغ ظرفیت این را دارد که به نوعی تراژدی مدرن باشد  و با دارا بودن  مؤلفه های ناب تراژدی از جمله خطای تراژیک و فاجعه مرگبار،  کاتارسیس و تزکیه را هم برای شخصیت و هم برای بیننده به همراه آورد. تراژدی ها همیشه تاثیر گذارترین گونه نمایشی بوده­اند و در پرتوی این ژانر می­توان امیدوار بود مخاطب با شخصیت همراه شود، خطای او را درک کند و در پس فاجعه خود را ببیند و از عاقبت شخصیت بترسد و این چنین پیام­های اخلاقی و زیر متنی داستان به دست مخاطب برسد. اما این به شرطی است که در پرداخت داستان، قهرمان و شخصیت به درستی معرفی شود و مخاطب تکلیف خود را در همراهی شخصیت بداند.

نسرین و خانم دکتر هر  دو دچار غروری بی منطق هستند. این دو از خودگذشتگی کافی ندارند و در جدالی دائمی با همسرشان هستند. نسرین به خاطر گذشته دیگر نمی­خواهد به همسرش اعتماد کند و خانم دکتر شوهرش را مانع پیشرفت شغلی و اجتماعی خود می­داند. هر دو در تلاش اند خود را به عنوان یک زن مستقل ثابت کنند هر چند پشتوانه لازم را ندارند. آنها در این مبارزه تا آنجا پافشاری می­کنند که به مرگ پرهام سه ساله منجر می­شود. با این فاجعه هر دو ضعف و شکست خود را می­پذیرند.  نسرین با بازگشت به زندگی مشترک و خانم دکتر با پذیرفتن پیشنهاد شوهرش مبنی بر زندگی در شهرستان تسلیم سرنوشت می­شوند.

اینکه نسرین یا خانم دکتر کدام یک شخصیت اصلی هستند بستگی به این دارد که کدام خط روایی، روایت اصلی داستان است. اولین سکانس فیلم با حضور در خانه نسرین و آگاهی از مشکلات و دغدغه های او شروع می­شود. در ادامه آشنایی بیننده با خانواده دکتر، و بعد برخورد این دو روایت از طریق آشنایی نسرین و خانم دکتر و درخواست خانم دکتر از نسرین مبنی بر نگهداری پسرش در خانه،  و در نهایت مرگ پسر بچه که گره ­ای دیرهنگام در جریان داستان است و نیمه پایانی که برخلاف نیمه ابتدایی خیلی زود به نتیجه می­رسد و صحنه پایانی فیلم هم مربوط است به کوچ خانواده دکتر از تهران و به دست باد سپردن یادداشتی که خانم دکتر در شب فاجعه برای نسرین به جا گذاشته بود و سندی بر صحت گفته­هایش بود. که می­تواند نمادی بر پشت سر گذاشتن اتفاقات گذشته باشد.

در  این داستان هر  دو  شخصیت­ نسرین و خانم دکتر دچار تحولی جدی می­شوند و رویه­ای جدیدی را در زندگی پیش می­گیرند. اما به نظر می­رسد بار تراژیک داستان بر دوش شخصیت خانم دکتر است. او است که غرور و خودخواهی­اش از او قربانی بزرگ می­گیرد و او را در برابر سرنوشت تسلیم و از او انسانی متواضع می­سازد. به این ترتیب روایت اصلی داستان تابستان داغ روایت زندگی خانم دکتر است که به اشتباه در سایه زندگی نسرین روایت شده است و به این ترتیب تابستان داغ، سرد و کم فروغ تر از آنچه که قابلیتش را دارد نمایان شده است.

به نظر می­رسد توفیقی که داستان ابد و یک روز در پرداختن به قشر ضعیف و شکننده جامعه حاصل کرد؛ سازندگان تابستان داغ را تشویق به الگو برداری و دامن زدن به نوعی ژانر ابد و یک روزی کرد که البته تجربه شکست خورده­ای را به ارمغان آورد.

خانم  فاطمه سعیدیان

افزودن دیدگاه جدید