روضه ی تصویری (نقدی بر فیلم شیار143)

چکیده: گله ای که همیشه از برخی مداح ها و روضه خوان ها داریم این است که روضه های مکشوف می خوانند و بی پرده و کنایه و بدون بهره گیری از شیوه های نجیب هنر مرثیه سرایی،برخی از وقایع کربلا را به زبان می آورند که حتی جسارت به مقام اباعبدالله(علیه السلام) محسوب می شود. این رویکرد، به جای تلطیف روح و پالایش جان و اتصال به شکوه معنوی آن حماسه بزرگ تاریخ ساز، بسا به قساوت قلب و گسترش خشونتی تاریک در دل مخاطبان این مراسم ارجمند آیینی می انجامد و باید گفت که قریب به اتفاق این روضه ها خالی بینش و منش عاشورایی است و صرفا بازگویی مبتذلیک واقعه ی هولناک تاریخی است.
روضه ی تصویری (نقدی بر فیلم شیار143)

منتقد: سید محمد صادق آتش زر

فیلم شیار143 نیز رگه ای ازهمین نگاه را به فضای دفاع مقدس و و مخاطب این ژانردارد ؛ و از هر چه که برای منقلب کردن مخاطب به او کمک می کند ، بهره می گیرد ؛ به همین خاطر است که دوربین شیار 143 یکی از کم ملاحضه ترین دوربین های سینمای ایران است. وقتی سید علی جنازه ی شهدا را میبیند که در تیررس دشمن اند و نمی تواند برای شناسایی به آن ها نزدیک شود ، از رزمنده هایی که اطراف او هستند، می خواهد که تنهایش بگذارند. اما دوربین بدون حرمت گذاشتن به سخن و حس و حال سید علی ، گریه کردن او را از زاویه ی بالا می گیرد و نمی تواند احساس سید علی را به ما منتقل کند و فقط کوچکش می کند. مثال برای عدم مراعات ادب وآداب حضور و نجابت سینماییزیاد است ، از جمله ؛ زیر پا رفتن مکرر چادر الفت و جیغ و دادهای او در کوچه و...

تنها هنرنمایی فیلمساز برای نشان دادن اندوه سید علی، در صحنه ای که خبرِ شهادتِ فرزندِ همسایه اش را پس از خبر اسارت پسر خودش می شنود، سیگار روشن کردن است.

از دیگر ضعف های فیلم، مصاحبه ها هشیارستند؛ به خصوص مصاحبه ی سرباز(جواد عزتی) که ماجرای دیگری را روایت می کند، و این در آغاز فیلم بسیار گیج کننده و مخِلّ است.

خلاصه ی داستان همان است که خود فیلمساز بیان کرده: ((انتظار یک مادر شهید و وقایعی که در این بین اتفاق می افتد))

راستش را بخواهید هیچ اتفاق خاصی رخ نمی دهد ؛ چرا که داستانی شکل نمی گیرد تا این وقایع در خدمت قصه در آید. به همین سبب فیلمساز از هر ماجرا و صحنه ی با ربط و بی ربطی استفاده می کند، تا فیلم را کش بدهد. صحنه ای را به یاد بیاورید که یونس دوستش را به خانه می آورد و آن نگاه ها و شیطنت های مضحک و مبتذل نشان داده می شود ، که جز خنداندن هیچ نقش دیگری در فیلم ندارد.

وقتی فیلم(که ابزاری برای قصه گویی است)، داستان نداشته باشد، مجبور است از جذابیت های دست چندم استفاده کند.

فیلم شیار143 با فضاسازی جذاب و بازی متفاوت مریلا زارعی ، مخاطب را حفظ می کند؛ اما پس از ملاقات الفت با اسیر بازگشته ، (که به او می گوید یونسی که من می شناختم "میر رحیمی" بود نه "میرجلیلی")، تیر یأس و نا امیدی به جان الفت می نشیند، و دیگر با بازی افسرده ی او رمقی برای مخاطب باقی نمی ماند تا فیلم را دنبال کند ؛ چرا که جذابیت دیگری باقی نمانده است.

پس از شهادت یونس، او را در دو صحنه ی دیگر می بینیم: خواب الفت و اتفاقی که برای سرباز رخ می دهد. ما از شهید ، تصویری دکوری و بی روح می بینیم ، به خصوص جایی که به چادر سرباز می آید و کلمه ی مؤمن را با غلظت ادا می کند و تسبیح به دست سرباز را نصیحت می کند. با تمام تلاشی که فیلمساز برای به تصویر کشیدن یک شهید دارد ، فضای حضور یونس عاری از تقدس و معنویت است . یکی از دلایل این نا موفقیت این است که از قبل شخصیت یونس برای مخاطب شکل نگرفته است.

می توان گفت روضه ی مکشوف فیلم، در آغوش کشیدن استخوان های کفن شده ی یونس توسط الفت است.

طبق منطق حاکم در فیلم ، به خلوت میان الفت و یونس احترام گذاشته نمی شود و فیلمساز با تشبیه کردن استخوان های کفن شده به نوزاد در قنداق، نهایت سعی خود را برای جان گداز تر کردن این صحنه صرف کرده است.

فیلم در فضاسازی و به تصویر کشیدن خانه ی الفت موفق است. اما ای کاش فیلمساز ما توجه می داشت که فضاسازی زمانی ارزشمند است که داستانی در آن شکل بگیرد و در خدمت آن باشد.

این گونه فیلم ها شاید به ظاهر تاثیر زیادی بر روی مخاطب بگذارند  و موجب تأثر او شوند، اما بسیار سریع تر از آن چه تصور می گردد،  به دست فراموشی سپرده می شوند.

 

افزودن دیدگاه جدید