نقد فیلم کیمیا و خاک(1)

چکیده: فيلم «كيميا و خاك» به كارگرداني عباس رافعي از معدود آثار سينمايي توليد شده با موضوع انقلاب اسلامي است كه به تازگي در سينماهاي كشور اكران شده است.
نقد فیلم کیمیا و خاک(1)

منتقد: سعيد رضايي 

وقتي براي يك فيلم از ساختار اپيزوديك استفاده مي شود كه نحوه روايت و نوع لحن و شكل بيان فيلم آن را بطلبد و در واقع، الزامات بياني كارگردان را وادار كند تا براي بهترين نوع روايتگري در قصه اش از اپيزودهايي استفاده كند كه گويايي كافي و اثرگذاري وافي بر مخاطب داشته باشند. در فيلم «كيميا و خاك» هم كه به نوعي اشاراتي به موضوع انقلاب اسلامي دارد و جزء فيلم هاي به اصطلاح معرفت آموز و تفكرآميز در اين جرگه محسوب مي شود. چنين رويكردي براي بيان و بنان فيلم مورد توجه عباس رافعي قرار گرفته است.

در اين فيلم اپيزوديك ما با مجموعه شخصيت ها و يا به عبارت به تر تيپ هايي روبه روييم كه در يك موقعيت رفتاري و كاري در پرواز هواپيمايي به خارج از كشور در پنج گروه با موقعيتي ويژه روبرو مي شوند و همين موقعيت هم فضايي فراهم مي آورد تا مخاطب با كنش و واكنش هاي آدم هاي داستان اپيزوديك فيلم مواجه شود.

در اين ميان چند كاراكتر نقش آفريني و بسترسازي جدي تر و ويژه اي دارند كه علي القاعده يكي از آنها روحاني جوان فيلم است كه تبديل به يكي از تصاوير بكر و ماندگار فيلم در ذهن مخاطب شده است.

البته وجه اين ماندگاري و بكر بودن، نه در ارزش فرمي و روايت داستاني و يا بازي چشمگير بهداد بلكه در لغزندگي و عدم تعادل و توازن اين كاراكتر و عنصر بنيادي فيلم است كه در واقع مي توان آن را به مثابه نشانه و مشتي نمونه خروار از ساير مولفه ها و عناصر فيلم در نظر گرفت. 

فيلم «كيميا و خاك» به جهت شخصيت پردازي و به خصوص به لحاظ عنصر لحن، به شدت آسيب ديده و نتيجه اي معكوس به بار آورده به نحوي كه مخاطب نه فرصت مي يابد در بستر روايي فيلم قرار گيرد، از بس كه نپخته و خام است و نه مي تواند از خاصيت هاي ساختاري اثر لذت ببرد، چرا كه به شدت ناهمگون و رهاست؛ و اصلا به مرز اثرگذاري نزديك نشده و نمي شود.

مثلا همان شخصيت روحاني كه بنا بود خاصيتي آشنازدايي شده و جلوه اي ويژه و بكر و بديع داشته باشد، اما متاسفانه بيشتر فانتزي و دفرمه شده تا بديع و جذاب! به نحوي كه مخاطب نه تنها وجهي از آشنايي قبلي با او - كه به عنوان روحاني، در جامعه نمونه هاي متنوع و عيني و قابل دسترسي دارد- نمي يابد بلكه در مقوله آشنايي زدايي هم كه نحوه اي از بيان جذاب هنري است هيچ قدرت و استحكامي در اين كاراكتر نمي بيند.

تقريباً مي توان گفت ساير عناصر اين فيلم چه در بعد شخصيت ها و چه رويدادها از همين خطر و ابتلاي خام دستي و عجله و بي تدبيري در پرداخت، بي نصيب نمانده و اين شاخصه تبديل به عنصر جاري و ساري در متن و بطن فيلم «كيميا و خاك» شده است. 

آيا اين فيلم يك اثر انقلابي است؟ آيا براي مخاطب امروز سينماي ايران كه علاقه مند به سينماي انقلاب و معارف و مفاهيم و تاريخ آن باشد ارزشمند و قابل استفاده و لذت بردن است؟

آيا براي مخاطبي كه اين ويژگي ها را نداشته باشد و صرفاً به سينما و بهره هنرورزانه از آن بيانديشد، چيزي در چنته دارد؟

اين فيلم كداميك از اين دو دسته را راضي مي كند؟ و اساسا براي كدام مخاطب فرضي ساخته شده است؟ هر دو؟ يكي؟ يا هيچ كدام؟

از مقدورات و مشخصات و ويژگي هاي فيلم برمي آيد كه گزينه سوم به واقعيت نزديك تر است!

 

منبع: http://rajanews.com/detail.asp?id=130014

 

افزودن دیدگاه جدید