نگاه اجمالی به سیمرغ سی و سوم

چکیده: در خیلی از فیلم های جشنواره ، نشانی از فرهنگ زندگی اسلامی ایرانی یافت نمی شد. مسائلي مانند آشفتگی خانواده و تجاوز به زن، رفاه طلبي، روابط نامتعارف دختر و پسر، بي احترامي به يكديگر و ... از جمله شاخصه هايی بود که در این فیلم ها می شد مشاهده کرد.
نگاه اجمالی به سیمرغ سی و سوم

 

                                    حمید تلخابی    

فیلم های جشنواره ی سی و سوم به مضامین مختلفی پرداخته بود. از مسائل خانوادگی و معضلات اجتماعی گرفته تا موضوع ترور دانشمندان. اما در خیلی از فیلم ها، نشانی از فرهنگ زندگی اسلامی ایرانی یافت نمی شد. مسائلي مانند آشفتگی خانواده و تجاوز به زن، رفاه طلبي، روابط نامتعارف دختر و پسر، بي احترامي به يكديگر و ... از جمله شاخصه هايی بود که در این فیلم ها می شد مشاهده کرد.

باید در محل خود بحث شود که آیا واقعا سینمای ایران در ارائه الگوهای زندگی موفق بوده یا نه؟ چند نمونه می توانیم نام ببریم؟ در مقابل چه اندازه از آثارمان الگوهای زندگی غربی را رواج می‌دهند؟ دلیل اینکه نمی توانیم در اغلب فيلم هاي سينمايي، الگوي زندگي بومي را ارائه بدهیم چیست؟

در این نکته که ما باید فرهنگ سازی‌ کنیم و به الگوهایی ملموس اسلامی- ایرانی برسیم شکی در آن نیست. و اینکه سینما به عنوان یک هنر تاثیرگذار می تواند نقش مهمی در فرهنگ سازی در جامعه داشته باشد، در این هم شک و تردیدی نیست. البته درباره ی بعضی از فیلمسازها نباید حرف هایی بزنیم که اینها مثلا تفکر دینی یا روشنفکری دارند. چرا که بعضی از این فیلمسازها اصلا صاحب تفکر و دیدگاه نیستند. لذا وقتی افراد دغدغه­مند می آیند وارد فضای نقد اینگونه فیلم ها و محتواهای این چنینی می شوند، ناخواسته آن فیلم سازها بزرگ جلوه می دهند. چرا که متفکرینی درباره ی بعضی فیلم ها صحبت می کند که آن صحبت ها فرسنگ ها از خود فیلم جلوترند.

بعضی از این فیلمسازها کسانی هستند که فیلم های هالیوودی را به دید پیدا کردن سوژه و تقلید از آنها می بینند کما اینکه چند فیلم از فیلم های جشنواره امسال اینگونه بودند. چند تا موقعیت از آن فیلم ها را باهم ترکیب می کنند، می سازند و در سینمای ایران اکران می کنند. این گونه هنرمندها (؟) مسأله و دغدغه ای ندارند، چه به برسد به اینکه بگوییم تفکر غربی. اینها از این جهت که باید فیلم بسازند فیلم می سازند همین.

بله، اگر یک زمانی، اثری بخواهد خط قرمزها را بشکند و ارزش ها را مورد انتقاد قرار بگیرد (نه اشخاصی اسم ارزشی بودن را به یدک می کشند و نان به نرخ روز خورند) و آن مسئله ی غیرمتعارف و ضد دینی را مسئله همه ی مردم نشان داده شود، بتدریج در زندگی آنها تأثیر می گذارد و جلوی این کارها باید گرفته شود. گاهی فیلمسازان کاملا به موضوعات نگاه تلخ و سیاه یا سفید و معصومانه دارند که این نگاه تک قطبی به موضوعات است که بی تردید نتیجه منفی دارد.

جامعه ی ما و هر جامعه ای همیشه از افراط ضربه خورده؛ چه افراطی مذهبی و چه افراطی غیر مذهبی. (افراط مذهبی بسیار خطرناک تر است) چیزی که جامعه ی ما در هر حوزه، بخصوص سینما به آن نیاز دارد، پیدا کردن راه میانه است که می تواند ما را به سرمنزل برساند. افراط و زیاده روی بیش از اندازه در هر چیز، بخصوص در مسائل مذهبی، می تواند باعث شود که فرد در جهت خلاف عقلانیت عمل کند و در فرد تعصبی را به وجود می آورد که جلوی عقل را از عمل کردن بگیرد. یکی از لطمه هایی که افراط گرایان به جامعه وارد می کنند، این است که باعث می شوند افراد در جهل باقی بمانند و تنها به ظواهر اهمیت بدهند و ممکن است کارهای غیرمعقول نیز انجام دهند. با توجه به این گفته ها در یک گونه از تقسیم بندی برای فیلمسازها می توان سه گروه را تعریف کرد: گروه مذهبی افراطی، روشنفکر افراطی. که این دو گروه بیشتر برای مقابله به مثل کردن، به وسیله فیلمسازی و سینما، برخورد افراطی می کند. اما گروه سوم که حد وسط اینهاست، جشنواره زده نیستند و کاری هم به موج های که در جامعه بوجود می آید ندارند، این ها فیلم خودشان را می سازند. واقعیت (گاهی حتی واقعیت بسیار تلخ) را با آرمان تلفیق می کنند و تاثیرشان را بر جامعه می گذارند.

افزودن دیدگاه جدید