مصاحبه با محمود فرهنگ؛ مدیرتئاتر دینی(قسمت اول)

چکیده: سینمای ما پس از گذشت سی و اندی سال هنوز نتوانسته به جایگاه با ثبات خودش دست پیدا کند . یکی از دلایل آن این است که در مورد خودمان آن باورپذیری لازم را نداریم
مصاحبه با محمود فرهنگ؛ مدیرتئاتر دینی

             مصاحبه گر: مهدی امینی

محمود فرهنگ نویسنده ، نمایشنامه نویس،کارگردان و ‌منتقد تئاتر در سال 1332 در همدان متولد شد . وی کارشناسی الهیات و معارف خود را از دانشگاه تهران اخذ نمود و یک دوره چهارساله حوزه کارشناسی دوبله را گذراند .

محمود فرهنگ بهترین کارگردان جنگ (تهران) در برگزاری اولین جشنواره فجر(هیات انتخاب) نمایش‌های سراسر کشور حضور یافت. وی کارگردان برگزیده 8 سال دفاع مقدس و لوح درجه یک از امام (ره) توسط مقام معظم رهبری دریافت نمود. همچنین وی نویسندگی و کارگردانی نمایش "فیل کوچولو" ، "رویای صادقه " ، "اسم شب" ، " تولدی دیگر" (خیابانی) تایلند، بازیگری و دستیار کارگردانی در نمایش "بایگانی" به کارگردانی محمد کاسبی و تولید 40 قسمت تئاتر کودک و نوجوان و معرفی ادبیات نمایشی در شبکه دو و تهیه 26 قسمت نمایش‌های آیینی در برنامه تلویزیونی فرزندان ایران ، تهیه 12 قسمت "آموزش تئاتر" جهت نوجوان‌ها شبکه دو در کارنامه­اش ثبت شده است.

محمود فرهنگ هم­ اکنون به عنوان مدیر دفتر تئاتر دینی ایفای نقش می­کند.

      امروزه چه مشکلاتی گریبان­ گیر سینمای ما خصوصا سینمای ارزشی شده است؟

پس از گذشت سی و اندی سال از انقلاب اسلامی و با توجه به اینکه پس از انقلاب در کشور ما جنگ روی داده است و با وجود اینکه حوادث مهم زیادی در جنگ و خود انقلاب اسلامی اتفاق افتاده و شخصیت های مهمی در جنگ و انقلاب حضور داشته اند اما  هنوز در سینمای ما جای آثاری در این زمینه ها خالی است . به نظر می رسد با توجه به جایگاه فرهنگی سینما در کشورمان ،  هنوز نتوانسته ایم به تعداد انگشت شماری آثار فاخر در مورد دفاع مقدس که ارزش جهانی شدن را داشته باشند ، تولید کنیم .

سینما یکی از امکانات و وسیله هایی بسیار با هویتی است که می توانیم با آن حرف هایمان را به جهان بزنیم ، همانطور که دیگران هم همین کار را می کنند مثل سینمای هالیوود ، سینمای فرانسه و آلمان و همه کشورهایی که تلاش می کنند فرهنگ خودشان را از این طریق به دیگران القا کنند .

مشاهده می کنید در تاریخ سینما بعد از جنگ جهانی دوم ، آثار بسیار بزرگی در سینمای جهان مطرح شد برای اینکه بتوانند فرهنگ ها و عقایدشان را به دیگران ابراز کنند و نشان بدهند . تاریخ سینمای جهان نشان می دهد که سینما ابزار بسیار با هویتی است .

یکی دیگر از دلایل آن این است  که متاسفانه ما از آن صنعت بسیار مهم ، پیچیده و بسیار پیشرفته دور هستیم و دیگر اینکه در مورد خودمان آن باورپذیری لازم را نداریم و به همین دلیل است که جست و جو برای یافتن آثاری پس از انقلاب و با موضوعیت هایی که مورد نیاز جامعه ما باشند ، نتیجه ای در پی ندارد .

بعضا مسئله فیلم نامه و موضوع مطرح می شود که این مورد در بخش های دیگر هنری مثل تئاتر هم مطرح است . به نظرم باید به موضوع قدری عمقی نگاه کنیم . قبل از وقوع انقلاب و پیروزی مردم کشورمان ، عده ای در بخش های مختلف هنری در یک مسیری حرکت کرده بودند و به نظرخودشان در قله ای قرار داشته اند ، حالا وقتی بناست تمام آن ضد ارزش هایی که آن موقع برای آنها ارزش بوده امروز ضد ارزش خوانده شود و ارزش های دیگری جایگزین آنها شود ، از نظر فرهنگی یک تقابل به وجود می آید .

وقتی به بیانات مقام معظم رهبری توجه می کنیم می بینیم  که به نوعی برخی هنرمندان گذشته و بعضا در امروز تلاش می کنند اثبات کنند که زبان سینما و تئاتر زبانی است که باید  دین ستیزی کند و در واقع به جای اینکه تبلیغ کند ، باید ضد دین عمل کند . چون در گذشته ی سینما و هنرهای دیگر کشور ما موضوعیتی وجود داشته که ما باید به نوعی با این وسیله با دین در ستیز باشیم  .

این بخشی از تقابلی است که در گذشته بوده است و حالا می خواهد جوانه هایی برای به وجود آمدن صنعت سینما در کشورما ایجاد کند . بعضی از این جوانه ها ممکن است در اثر طوفان ها و ناملایمات و در اثر اتفاقات سیاسی و موضوعاتی که برای کشور پیش می آید ، از ریشه کنده شوند و در جای دیگری کاشته شوند. مشاهده می کنید بعضی از فیلم سازان ،مدتی  مسیر درستی را طی می کنند وبعد از یک پروسه ی زمانی دیگر از این رو به آن رو می شوند و خودشان موضوعاتی را که در گذشته کار کرده اند نفی می کنند و دست به ساخت آثاری می زنند که در واقع این آثاربه نوعی  تقابل فرهنگی است .

بخش دیگر هم این است که کسانی که در گذشته کشور ما حرفه ای بودند ، در واقع به نوعی بعضی ها در لفافه و بعضی به صورت مسقیم زاویه دارند و بعضی از آنها علاقه ندارند در این فضای فرهنگی و در این کشور دست به تولید آثار فاخری برای ارائه فرهنگ ارزشی کشور بزنند و یا اثری در مورد نقاط مثبت و نقاط عطف دفاع مقدس و یا موضوعاتی که در کشور اتفاق می افتد ، بسازند .

به غیر از دفاع مقدس و انقلاب اسلامی صدها اتفاق بزرگ در کشور ما به وجود آمده است . به عنوان مثال چندین فیلم در ارتباط با تسخیر لانه جاسوسی ساخته شد ، اما ما نتوانستیم در این زمینه فیلمی بسازیم و یا در مورد جریان طبس که یک اتفاق بزرگ در کشور ما بود فقط یک فیلم آقای شاه محمدی توانست بسازد که آن هم با استقبال تماشاچیان روبه رو نشد .

چندین انقلاب در کشور ما اتفاق افتاد که امام خمینی آنها را انقلاب اول ، دوم و سوم نامیدند اما ما نتوانستیم در این پروسه ی زمانی به این انقلاب ها بپردازیم .

     اگر سینما را مثلثی در نظر بگیریم که یک ضلع آن مربوط به فیلمساز باشد و یک ضلع آن مربوط به متولیان سینما و ضلع سوم آن به مباحث نظری مربوط شود ، به نظرشما باید چه راهکار های عملی اندیشیده شود تا این سه ضلع مثلثی متعالی برای تشکیل سینمای مطلوب ایران باشند ؟

به نظرم برای اینکه یک سینمای مطلوب به وجود بیاید ، باید بدانیم که در کشور چه جهت فرهنگی باید داشته باشیم . خیلی از سینما گران کشور ما باید بدانند در کشوری مانند آمریکا که بزرگترین کمپانی های سینمایی جهان در آن قرار دارد و اگر بخواهد در کوتاهترین زمان ممکن کارگردانی را بهترین کارگردان جهان کند می­داند که در پشت همه این هزینه کردن ها وفیلم سازی ها  یک جهت فرهنگی دارد و آن جهت فرهنگی ای است که همه فیلم سازها در آن مسیر حرکت می کنند .

هر کسی با یک وسیله و هرکسی با یک سرعت و ژانری و یا با یک اسلوب ، قصه و شکلی اما همه به یک هدف فرهنگی فکر می کنند و برای دستیابی به آن معقوله ی فرهنگی هالیوود تلاش می کنند . اما در کشور ما همه چیز فردی است ، در گفتگویی مطرح شده بود که من دغدغه ام را می سازم ، به نظرم اگر قرار باشد هرکس دغدغه ی فردی خودش را بسازد باید برود و در خانه اش فیلم بسازد ، ما باید دغدغه ی جامعه مان را داشته باشیم . اما کدام دغدغه ها ؟

مثلا در زمانی که کشور در لبه پرتگاه قرار دارد و دارد برایش سرنوشتی رقم می خورد ، آیا باید به یک سری مسائل ساده و پیش پا افتاده که در جامعه استثناء است بپردازیم  و یا باید کشور را به سمتی ببریم و راجع به فرهنگی صحبت کنیم که مورد نیاز جامعه است ؟

اگر چه در کشورمان سینماگران بزرگی داریم  که ادعاهای دارند اما آنها متاسفانه برای کشور خودشان و برای ائتلای فرهنگ کشورشان هنوز به یک مدینه ی فاضله و یک نقشه راه درست نرسیده اند . همین موضوعیت می تواند بر مسئله ی سینما در ارشاد ، سینما در کانون ، سینما در سازمان تبلیغات اسلامی ، سینما در بنیاد شهید و سینما در نیروی انتظامی  تاثیرگذار باشد . همه ی ما باید معقوله هایی را انتخاب کنیم که در جهت بلوغ جامعه باشد ، اما متاسفانه همیشه دغدغه های فردی داریم ..

      رابطه­ ی جذابیت و لذت در سینمای ارزشی به چه صورت می­تواند کاربردی باشد؟ و یا از نظر شما معقوله­ی جذابیت و زیبایی برای ما که هدف تولید مان رسیدن به وحدانیت است چگونه می تواند توجیه عملی داشته باشد و مصداق یابد ؟

پاسخ سئوال حضرتعالی این هست که متاسفانه برای ژانرهای  کمدی در سینما کمبود داریم . به هرحال بخشی از سینما سرگرمی و مفرح بودن آن است و بخشی از هنر سینماگر این است که با زبان هنرکاری کند که موضوعات  بسیار سخت و پیچیده برای مخاطبش قابل هضم شود ، طبیعی است که باید ژانر کمدی را در سینمای کشور جدی بگیریم .

 متاسفانه اگر ما به سینمای کمدی رو آورده ایم در واقع فقط به لوده گی و فقط به خنداندن فکر کرده ایم ، در حالی که مسئله ی محتوا باید به عنوان اصلی ترین موضوع مطرح شود . در سینمای جهان ژانرهای مختلفی در زمینه ی کمدی وجود دارد اما هیچ وقت آن مضمون ومغز اصلی در سینما فراموش نمی شود که سینما گر صرفا به خنداندن تماشاچی فکر کند . گاهی این اتفاق در تئاتر هم روی می دهد و احساس می کنیم مردم باید در تئاتر پول خوبی بدهند و فقط بخندند و زمانی که از سینما خارج شدند چیزی در دستان آنها نباشد .

سینما گران ما تصور می کنند  باید  آثاری را در سینما ی کمدی یا سرگرم کننده ، تولید کنند که بیشتر چشم گیر باشد تا ذهن گیر و این  در حالی است که وقتی شما به کمدی جهان و موضوعات کمدی و یا آثار نویسندگان کمدی کلاسیک جهان و ادبیات نمایشی نگاه می کنید ، در می یابید که آنها کمدی هایی دارند که لبخند را روی لبان مخاطبشان می آورد اما آنها را به تفکر نیز وامی دارد و همین امر می تواند به آنها کمک کند که یک موضوع سخت را پیگیری کنند .

 به نظرم اصلا در ژانرهای مختلف سینمای کمدی کار نکرده ایم و یا اگر کارکرده ایم بسیار محدود بوده است . متاسفانه مسئله ی اقتصاد تاثیر بسیار مهمی بر سینمای ما گذاشته و باعث شده است اگر بخواهیم هم  در ژانرهای کمدی کارهای خوبی تولید کنیم ، تهیه کننده تلاش کند مسیری طی شود تا  بازگشت پولش همراه باشد و به همین جهت است که ما در ژانرهای مختلف ، هنوز در سینمای سرگرم کننده کار پیچیده ای انجام نداده ایم .

       به نظر حقیر اولین اِلمان در سینما اعم از سینمای کمدی همان جذابیت داشتن است تا مخاطب به وسیله ی آن به سینما جذب شود و برای دیدن آن اثر هزینه و وقت صرف کند  و باتوجه به اینکه جذابیت درغرب بیشتر به مباحث جنسی و غریزی مربوط می شود ، ما چگونه می توانیم این جذابیت و لذت را در آثارمان برای مخاطب با مقولات غیر جنسی مانند مقولات فطری و معنوی ایجاد کنیم ؟

گاهی اوقات برای اینکه تصاویر چشم نواز باشند به هنر فیلمبردار و یا هنر مونتاژ و یا فیلم­نامه نیاز هست .  در فیلم های بعد از انقلاب دیده ایم که گاهی اوقات دوربین از روی سوژه برداشته می شود و به زیبایی های اطراف آن موضوع می پردازد که این کار باعث می شود تماشاچی از فضایی که کاراکتر در آن زندگی می کند لذت ببرد .

بخش دیگر برای ایجاد جذابیت این هست که برای پردازش شخصیت های مهم بتوانیم با زبان تصویر به لایه های درونی آن کاراکتر دست یابیم . وقتی مخاطب یک موضوع و یا یک شخصیت را به زیبایی در تصویر ملاحظه می کند ، حظ می­کند و لذت می برد . وقتی شما یک فیلمی را بینید که تصویر برداری ، بازی و موسیقی و یا مونتاژ بدی داشته باشد ، طبیعی است که از دیدن آن حظ نخواهید برد . 

پس یک بخش مربوط به صنعت و یک بخش مربوط به موضوع نگارنده ی فیلمنامه و بخش دیگر هم عواملی مانند کارگردان و غیره هست که کمک می کنند مخاطب از همه ی این صنایعی که در سینما از استفاده شده ، لذت ببرد . بخش دیگری که جذابیت به آن مربوط می شود به انتخاب موسیقی برمی گردد ، موسیقی که در واقع شنیده شود و بتواند به مخاطب کمک کند تا زودتر به شخصیت فیلم نزدیک شود .

متاسفانه چون کاراکترهایی که در سینما می بینیم معمولا یک بعدی است ، در نتیجه جاذبه ای برای حظ کردن ندارند . وقتی در فیلمی مشاهده می کنید که قهرمانی به زیبایی و با زبان تصویر در قصه ی فیلم موفق می شود ، لذت می برید و حتما او را تشویق می کنید ولی اگر این پردازش درست نباشد شما حظ نمی کنید و اعتراض خواهید کرد  ، چه این پردازش از نظر فیلم و چه از نظر تصویر و با موسیقی باشد .

گاهی در همین جشنواره ها مخاطبان یا سوت زدن اعتراض می کنند و گاهی هم به ریتم فیلم اعتراض دارند . پس همه این عوامل می توانند به لذت بردن تماشاچی از فیلم کمک کنند .

       به نظر شما تعامل حوزه علمیه و سینما باید چگونه باشد تا مباحث نظری ، تامین محتوا ، پژوهش های دینی و یا هرمسئله ی دینی که باشد ، به کمک سینما صورت بگیرد و فاصله ی بین این دو حوزه کم شود و به یک تعامل مطلوب برسد ؟

البته این تعامل در سالهای قدیم مانند دهه های شصت و هفتاد و یا نزدیک به دهه هشتاد کم رنگ تر بود و اکنون این تعامل بیشتر شده است . یعنی ارتباط حوزه با ادبیات نمایشی با تئاتر و سینما بسیار بهتر شده است . من این معقوله را به طور نسبی قبول دارم که هر وقت خواستیم یک  شخصیت روحانی در فیلم داشته باشیم حتما باید از یک روحانی و کارشناس در علوم دینی استفاده کنیم . 

به نظرم یک  روحانی روشن ، اگر به نقد آشنا باشد و شناخت نسبی در زمینه های روانشناسی و جامعه شناسی و مردم شناسی و هنری که می خواهد وارد آن بشود داشته باشد، این تعامل بیشتر خواهد شد . از نظر من این مهم است که یک روحانی که می خواهد وارد حوزه ی سینما بشود بداند که نقد سینما از کجا شروع می شود ، آیا اول از فیلمنامه و یا از کارگردانی شروع می شود و یا از بازیگری ، دکوپاژ و یا بخش های دیگر شروع می شود . اگر روحانی به این معقوله ها آشنا باشد این تعامل بیشتر می شود ، که متاسفانه این اتفاق در حوزه نیفتاده است . در سالهای دور یک سری کلاسهای تئاتر در حوزه برگزار شد که برآیند آن دوستانی بودند که با ما در تعامل هستند و باهم ارتباط  داریم . خیلی از اینها از زبان تئاتر برای تبلیغ استفاده می کنند چون وقتی زبان هنر کمک کند شما می توانید به جای حرف زدن از یک ابزار بهتر استفاده کنید و درواقع آن را در ذهن تماشاچی همیشگی کنید .  من دوستان روحانی دارم که در تئاتر موفق هستند و آثار بسیار خوبی تولید کرده اند و به نظرم این تعامل باید بیشتر باشد .

درچند روزی که اینجا می آیم مشاهده کردم حضور روحانیت و دوستان طلبه خیلی زیاد است (حضور در جشنواره فیلم فجر) اما بعضی از این دوستان فقط به مضمون توجه می کنند و خیلی خوب می شود اگر دوستانی که در حوزه درس می خوانند ، بیشتر روی مسائل تکنیکی کار کنند چون ساده ترین بخش ، همان بخش مضمون و محتوا است که بیشتر مورد وثوق است و خیلی راحت می شود در مورد آن صحبت کرد اما در  بحث تکنیکی سینما ، بحث تصاویری که انتخاب می شود ، بحث دکوپاژ ، موسیقی کار و بخش های مهم دیگر کمتر کسی فکر می کند که یک روحانی بتواند صحبت کند .

در هلند نمایشی اجرا کردیم و در آن جا بایک فرد روحانی آشنا شدم که مسئول معاونت فرهنگی حوزه ی بین المللی امام خمینی بودند . ایشان از ما تقاضا کردند که تئاتر مان را در حوزه ی هلند هم به اجرا در آوریم .  همه ی مخاطبین ما طلبه هایی بودند که از صد کشور جهان آمده بودند و خیلی از آنها زبان فارسی را نمی دانستند . در پایان اجرای این کار ، با توجه به اینکه خیلی از دفاتر علما و خود علمای بزرگ تشریف آورده بودند ، همه این نکته ی جالب را بدون اینکه با هم هماهنگ کرده باشند می­گفتند که  تاکنون فکر می کردیم که باید بر بالای منبر حرف بزنیم و دیگران گریه کنند ، اما فهمیدیم که می شود نمایشی اجرا شود و دیگران گریه کنند . پس این زبان اعجاز نمایش و هنر است که می تواند کمک کند برای اینکه ما راحت تر موضوع دین و خیلی از موضوعات مختلف مانند موضوعات ارزشی و اجتماعی را ارائه کنیم .

افزودن دیدگاه جدید