مفاهیم دینی و سینما

چکیده: اگر سینماگری که دغدغه دین دارد، در دین حل نشده باشد نتیجه‌اش فیلمی می‌شود که محتوای دینی ندارد، ولی برای اینکه فیلم را دینی کند، سکانس نماز یا اذان را در فیلم جا می‌دهد
مفاهیم دینی و سینما

               حمید تلخابی

 ما اگر قبول کنیم که چیزی به نام سینمای دینی داریم، باید سینمای دینی را این‌گونه تعریف کنیم: هر فیلمی که در جامعه دینی ساخته می‌شود و یک موضوع اخلاقی و دینی را مطرح می‌کند می‌شود سینمای دینی.
اما اگر بگوییم سینمای دینی، سینمایی است که همه آموزه‌های دینی در آن رعایت شده باشد با ذهن سازگاری ندارد و ما واقعاً نمی‌توانیم این سینما را داشته باشیم. بنابراین بهتر است که به جای سینمای دینی بگوییم حضور دین در سینما.
حال می‌گوییم برای اینکه دین در سینما حضور پیدا کند، چه باید کرد؟ شهید آوینی می‌گوید: «برای اینکه سینما در خدمت اسلام درآید باید حجاب تکنیک سینما خرق شود، شرط اصلی همان تقواست که انسان را به اخلاص می‌رساند و با اخلاص درهای حکمت نیز بر قلب گشوده می‌شود.
تنها راه خروج از ولایت تکنیک و گذشت از متافیزیک غرب، تحت تقواست و آن گاه در پرتو حکمت متیقن، به تمدن غرب و لوازم و آثار و عناصر آن نگریستن.(۱) سینماگری که در عرصه دین فعالیت می‌کند، ضمن اینکه باید به سینما و تکنیک‌های آن، خوب مسلط باشد، باید در دین حل شود و تجربه‌های دینی و معنوی را از دین بگیرد تا با دل و جان مخاطب رابطه برقرار کند و مخاطب را به تفکر و تأمل وادارد.
«هنرمند اگر به معنای واقعی کلمه مومن باشد و نسبت به حقیقت عالم، مظهریت داشته باشد، کم کم سعی می‌کند برای تسخیر تکنیک راه‌هایی به دست بیاورد و جوهرش را تسخیر کند.»(۲)
ما وقتی روایت فتح را می‌بینیم این سخنان برای ما ملموس می‌شود. روایت فتح نمونه کاملی است که از تکنیک عبور می‌کند و به جوهره و ذات می‌رسد. به همین جهت است که هنوز هم با دل و جان مخاطب رابطه برقرار می‌کند.

اگر سینماگری که دغدغه دین دارد، در دین حل نشده باشد نتیجه‌اش فیلمی می‌شود که محتوای دینی ندارد، ولی برای اینکه فیلم را دینی کند، سکانس نماز یا سکانس اذان را در فیلم جا می‌دهد و یا اینکه مثلاً ریش را نشانه ی دینی بودن در آقایان و چادر را نشانه ی دینی بودن در خانم‌ها قرار می‌دهد.
یا حتی در بعضی از فیلم‌های دینی می‌بینیم که کسی که از کوزه آب می‌خورد، کسی که روی حصیر می‌خوابد، کفش پاره و لباس وصله خورده می‌پوشد، انسان عارف و دینداری نشان داده می‌شود و در مقابل کسی که زندگی مرفهی دارد و انسان متمولی است، شخص بی‌دین نشان داده می‌شود. شاید به خاطر همین برجستگی مفاهیم و بیرون زدن مفاهیم از فیلم باشد که در این‌گونه از سینما با نزول تماشاگر مواجه‌ایم.

این نشانه های ظاهری نه تنها نمی‌تواند کمکی در پیشبرد سینمای دینی (با تعریفی که در بالا ذکر کردیم) داشته باشد، بلکه ممکن است ضربه‌هایی هم به دین بزند و کج فهمی‌هایی را در مخاطب ایجاد کند. چون اگر مفاهیم دینی و معنوی بعد از نوشتن، وارد قصه شود عوارض منفی‌ای را به بار خواهد آورد.
اغلب سینماگران ما گمان کردند اگر دین و تجربه‌های دینی را در قالب زندگی‌های بدوی و روستایی نشان بدهند و یا اینکه از دریچه فقر وتنگدستی وارد بشوند، بهتر می‌توانند به معنای دینی و عرفانی دست پیدا کنند که البته معمولاً در این زمینه کارهای ناموفقی را در کارنامه خودشان به ثبت رساندند.

بله، فیلم‌هایی مثل “بچه‌های آسمان” و “رنگ خدای” مجید مجیدی به جهت اینکه داستان این فیلم‌ها گره خورده است با فقر و تنگدستی، گره خورده است با زندگی روستایی کارهای موفقی هستند. به علاوه اینکه تنگدستی و فقری که در فیلمی مثل “بچه‌های آسمان” دیده می‌شود، فقر خوشایند با مذاق مخاطب و همان چیزی است که در کلام پیشوایان دین از آن به نیکی یاد می‌شود. در مقابل ما کارهایی مانند “خیلی دور خیلی نزدیک” داریم که شخصیت اصلی داستان یک پزشک متمولی است که به گزاره‌های دینی اعتقاد ندارد و از چارچوب‌ها و قیدوبندهای دینی رهاست. اما می‌بینیم مفاهیم دینی بی هیچ تحمیلی، در درون فیلم جا گرفته است.
بنابراین ما می‌توانیم فیلم‌هایی با موضوعات متفاوت داشته باشیم و در عین حال از مفاهیم دینی و معنوی برخوردار باشد.

سینمای ما (حتی رسانه ما) به سمتی حرکت می‌کند که دین در حاشیه قرار می گیرد و سکولار را تبلیغ می‌کند. این بحثی است که باید بیشتر مورد توجه حوزه‌های علمیه قرار بگیرد. ما نباید بگوییم کدام برنامه، کدام داستان، مخاطب بیشتر دارد و صرف در نظر گرفتن مخاطب آن را بسازیم. بلکه ما باید هدفمان تولید فیلم‌های دینی و پرمخاطب باشد و فیلم دینی تنها این نیست که درباره پیامبر یا پیشوایان دین باشد بلکه ما بدون اینکه از ائمه و پیامبر حرف بزنیم می‌توانیم از دین اقتباس مفهومی کنیم چرا که طبیعت و جهان، همه آیات خداوند هستند و خداوند همه جا هست.

پی‌نوشتها:
۱)  ماهنامه سوره، شماره ۲ و۳ ص ۸۴.
۲) استعارات تاویلی (پژوهشی در اندیشه های ادبی شهید سید مرتضی آوینی)، علی تاجدینی، نشر میثاق، ص ۱۵۵.

افزودن دیدگاه جدید