مصاحبه با محمود فرهنگ؛ مدیرتئاتر دینی(قسمت دوم)

چکیده: ما نقد جدی به سینما نداریم که اگر داشتیم جایگاه سینمای ما این نبود .البته در نقد اغراض فردی و شخصی نباید وجود داشته باشد بلکه باید یک نقد علمی باشد.
مصاحبه

مصاحبه گر: مهدی امینی

محمود فرهنگ نویسنده ، نمایشنامه نویس،کارگردان و ‌منتقد تئاتر در سال 1332 در همدان متولد شد . وی کارشناسی الهیات و معارف خود را از دانشگاه تهران اخذ نمود و یک دوره چهارساله حوزه کارشناسی دوبله را گذراند .

وی کارگردان برگزیده 8 سال دفاع مقدس و لوح درجه یک از امام (ره) توسط مقام معظم رهبری دریافت نمود. همچنین وی نویسندگی و کارگردانی نمایش "فیل کوچولو" ، "رویای صادقه " ، "اسم شب" ، " تولدی دیگر" (خیابانی) تایلند، بازیگری و دستیار کارگردانی در نمایش "بایگانی" به کارگردانی محمد کاسبی و تولید 40 قسمت تئاتر کودک و نوجوان و معرفی ادبیات نمایشی در شبکه دو و تهیه 26 قسمت نمایش‌های آیینی در برنامه تلویزیونی فرزندان ایران ، تهیه 12 قسمت "آموزش تئاتر" جهت نوجوان‌ها شبکه دو در کارنامه­اش ثبت شده است.

محمود فرهنگ هم­ اکنون به عنوان مدیر دفتر تئاتر دینی ایفای نقش می­کند.

 

اگر سینما را مثلثی در نظر بگیریم که یک ضلع آن مربوط به فیلمساز باشد و یک ضلع آن مربوط به متولیان سینما و ضلع سوم آن به مباحث نظری مربوط شود ، به نظرشما باید چه راهکار های عملی اندیشیده شود تا این سه ضلع مثلثی متعالی برای تشکیل سینمای مطلوب ایران باشند ؟

ما نباید فکر کنیم که یک روحانی فقط می تواند مشاور خوبی برای موضوعات دینی باشد ، بلکه یک روحانی باسواد می تواند به همه ی موضوعات فیلم کمک کند و در خیلی از لحظات گره گشایی کند تا کاراکترها آن موضوعات را به خوبی مطرح کنند . خود من یکی از طرفداران این بخش هستم که دوستان و برادران باید در این مسئله حضور پیدا کنند و این امر می تواند کمک کند خود آنها به این هنر مسلح شوند و از این هنر استفاده کنند و دستی بر آتش داشته باشند .

ما موضوعات ارزشی زیادی داریم که باید این نشست ها و کارهایی که انجام می شود ادامه داشته باشد و فقط به این نشست ها بسنده نشود ، بلکه راهکارها و برنامه ریزی هایی ارائه شود که چگونه نقد کنیم تا دوستانی که حضور دارند بیشتر استفاده برند. به همین دلیل باید در سینمای ما فضای جدیدی به وجود بیاید .

هیچ کس دلش برای ارزشها نخواهد سوخت .ما هیچ وقت نمی توانیم بنشینیم و بگوییم که سینماگران ما که در گذشته آقای سینما بودند ، حالا بیایند و برای ارزش ها فیلم بسازند . هر کس برای خودش دغدغه ای دارد و آن تهیه کننده دلش می خواهد آن دغدغه و با اضافه کردن چاشنی هایی پولش برگردد . پس به نظر می رسد اگرچه دیر شده است اما باید به تجهیز و ساختن نیرو فکر کنیم و اتاق های فکری در نظر بگیریم که بتوانیم دلگرمی های جدی به رهبر انقلاب اسلامی بدهیم و بگوییم که ما هم در این مقوله وارد شده ایم .

خوشبختانه ما در ادبیات ، رمان ، شعر و حتی در هنرهای تجسمی خوب کار کرده ایم اما متاسفانه هنوز در صنعت سینما عقب هستیم و دلیل آن همان موضوع بحث اولم است که وقتی از گذشته آن تقابل به وجود بیاید ، به همراه خودش آدم ها و فرهنگش را می آورد و تلاش می کند آن فرهنگ گذشته را در سینما حفظ کند. بعضی از تنش هایی که آدم های دلسوز در سینما مطرح می کنند دلیل بر آن است که می دانند که نمی توانند مقابله کنند و می دانند که اگر تعدادی فیلم سینمایی یا سریال کار کرده اند ، با این تعداد نمی توانند تطهیر کنند و نمی توانند با این مقوله ی پیچیده ای که از گذشته وجود داشته و هنوز هم  دارد مقابله کنند و این خود سمی است که باعث می شود ، افرادی را که شما در سینما می بینید و ظاهرا افراد بسیار خوش فکر و از نظر سرشت بسیار زیبا هستند در پشت صحنه انسانهای دیگری باشند.

این همان تضادهای فرهنگی است که برای جوانها به وجود می آید و به جای باطن همان ظاهر را می بیند . باید به ساخت نیرو فکر کنیم که متاسفانه تاکنون در این زمینه دستمان کوتاه بوده است ، یعنی گذر زمان و مسائل روزمره باعث شده که ما نتوانیم در مقوله سینما به طرز قابل قبولی نیرو بسازیم .

جشنواره ی عمار که به تازگی و با کمک دوستان و دفتر رهبری برگزار می شود تا حدی به سینمای ارزشی دلگرمی داده است وگرنه در سینمای اصلی خیلی از کسانی که روزی نیروهای ارزشی بوده اند به دلیل بعضی ناهنجاری ها دهها بار توبه کرده اند که دیگر وارد مقوله ی ارزشی نخواهند شد .

خیلی دوستان تلاش می کنند در سینما به جبهه ی مقابل بپیوندند برای اینکه می بینند آنها معروف می شوند ، مورد استقبال تماشاچی قرار می گیرند ، بودجه و جایزه می گیرند و تهیه کننده به سراغشان می آید . اما اگر آنها بخواهند در مورد موضوعات ارزشی کار کنند ، تهیه کننده ای وجود ندارد. ما باید برای اینها و برای  ساختن نیرو و تجهیز نیرو خصوصا در سینما فکر جدی بکنیم .

با توجه به این که چهارمین سال است که سینمای انقلاب مطرح شده ، به نظر شما چقدر تلاش خودجوش این بچه ها در برقراری این محفل در راستای سینمای ارزشی و دینی بوده است ؟ و اینکه آیا آنها قصد آسیب شناسی دارند و یا خدای ناکرده هدف دیگری از این کار دارند ؟

به نظرم کار بدی نیست و من کار آنها را تایید می کنم . بخش انتخاب فیلم بسیار مهم است . باید دوستانی که در این مقوله کار می کنند ، آنهایی که در بخش نقد کار می کنند یعنی وظیفه شان نقد کردن است ، دقت کنند . من روی موضوع نقد بحث جدی ای دارم و اعتقادم بر این هست که در جامعه ی ما نقد وجود ندارد و اگر هم وجود داشته باشد ساخته و پرداخته است . یعنی ما نقد جدی به سینما نداریم که اگر داشتیم جایگاه سینمای ما این نبود .البته در نقد اغراض فردی و شخصی نباید وجود داشته باشد بلکه یک نقد باید علمی باشد . 

برای اینکه شما با یک نقد علمی ، درست و منصفانه می توانید به سینماگر ثابت کنید در کجای کارش و در کدام سایه روشن ها ، اشکال دارد و حتی با یک نقد درست می توان ابهامات فیلم را برای تماشاچی برطرف نمود . متاسفانه نقد در کشور ما بسیار ضعیف است که یک بخش به این دلیل است که افرادی را که نقد می کنند را می خرند و این موضوع وجود دارد و تمایل دارند به گونه ای  از افراد و آثار و از هنرمندانی که در مسیر اهداف خویش هستند دفاع کنند . پس دوستان باید به مسئله ی نقد به طور علمی بیندیشند . در چند جلسه ای که در نقدها حضور داشتم مشاهده کردم که خیلی کاربردی نیست . به نظرم باید برای نقد یک فیلم ، کارگاههای علمی و به طور جدی برگزار شود . اینکه من بروم و چند مقوله را از حفظ  سخنرانی کنم ، کمکی به کسی که می خواهد منتقد شود و یا سینماگر نمی کند . باید کارگاههای جدی ، پی در پی و دلسوزانه ای وجود داشته باشد که ما صنعت و تخصص نقد را بیابیم .

بخش دیگر این هست که ما بحث آسیب شناسی را مطرح می کنیم ، آسیب شناسی زمانی ارزشمند است که در تولید هم سهیم باشیم . وقتی یک سینما و یا اثر هنرمندی را نقد می کنیم ، باید آن ضعف ها در اثری که خودمان تولید می کنیم وجود نداشته باشد .  یعنی پشتوانه ی این حرکت باید تربیت افرادی باشد که وارد صنعت سینما شوند، با توجه به اینکه سینما صنعت پول خوری است و اقتصاد خوبی خواهد داشت . با بعضی دوستان که صحبت کردم ، فهمیدم در رده های ابتدایی و حتی در رده های عالی حوزه های هنری ، در کلاس های مستند و فیلم سازی و یا شناخت ابزار و امکانات سینمایی شرکت می کنند .

ما باید بستری را در سازمانها و نهادهای دلسوزی مانند حوزه هنری که سازمان تبلیغات از آن حمایت می کند یا جاهای دیگر باز کنیم یا  مانند روایت فتح که می تواند جایگاه خوبی باشد تا آن تجربه ها درآنجا اتفاق بیفتد . این تصور که همه ی فیلم سازان کشور از همان اول بهترین فیلم سازان جهان بوده اند اشتباه است، بلکه اینها دهها فیلم مزخرف ساخته اند تا اینکه بالاخره توانسته اند به ساخت یک فیلم خوب دست یابند . شاید اگر آثار اولیه این فیلم سازها را ببینید تعجب کنید . باید در این بخش کار کنیم و تنها نمی توانیم مثلا به سینمای تجربی که وجود دارد اکتفا کنیم بلکه باید دهها سینمای تجربی و دهها مدرسه ی آموزشی داشته باشیم . باید انیستیتو و مراکز آموزشی داشته باشیم تا بتوانیم نیروهایی را تربیت کنیم .

 مسئله ی نقد و فیلم نامه نویسی ، شناخت ادبیات ، شناخت فیلم ساز و موضوع کارگردانی مطرح است و به نظر من باید برای تمام صنایعی که در سینما مطرح است کارگاه هایی وجود داشته باشد. این کارگاهها در کنار نقد کردن به دوستانی که علاقه مند هستند در این رشته ها کار کنند ، کمک می کنند تا اینکه بتوانیم از این دیده ها و شنیده ها به تولیداتی دست پیدا کنیم . البته این هم بستگی دارد که چه کسانی آدم ها را از نظر علمی و تخصص و شناخت سطح بندی می کنند و می گویند در چه مرحله ای هستند .

یادم هست همان موقع ها صحبتی راجع به چهل شهید مطرح بود ، چهل شهیدی که دوربین به دست گرفتند و از گروههای مختلفی بودند که خیلی از آثار روایت فتح را همان شهدا با دوربین های هشت میلی متری از جبهه ها تهیه کردند و بعدها این فیلم ها به فیلم های ویدیویی تبدیل شد که بعضی از این فیلم ها ناب ترین فیلم ها در مورد جنگ است .

باید یک انقلاب ، البته با چراغ خاموش در سینما اتفاق بیفتد یعنی نباید به دنبال تبلیغات باشیم . باید این انقلاب همراه با یک برنامه ریزی درست و حسابی باشد تا بتوانیم به تولید برسیم و آهسته وارد بستر اصلی  سینمای کشور شویم. من با اینکه فقط یک مقوله ی جدایی را طی کنیم خیلی موافق نیستم .

جشنواره عمار باید سالها تلاش کند تا یک بستر جدیدی برای خودش باز کند .

 

افزودن دیدگاه جدید